سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۵۵ — تا کجا رفتار دلجوی تو را دیده است آب
- شمارهٔ ۵۰ — ظهور نعمت منعم بود گدایی ما
- شمارهٔ ۵۴ — با تهی دستی علو همت است این از حباب
- شمارهٔ ۴۹ — بی رمز درد، کس نشود آشنای ما
- شمارهٔ ۵۶ — روشنگر زمان و زمین است آفتاب
- شمارهٔ ۵۱ — ای خیره چو نرگس ز جمال تو نظرها
- شمارهٔ ۵۳ — سرگشتهٔ تو خم نکند سر به هیچ باب
- شمارهٔ ۵۲ — نگاهی جانب ما کن که قربانت شود جانها
- شمارهٔ ۶۳ — دیوانه شدم باز جنون می کنم امشب
- شمارهٔ ۶۴ — تو جان و من به جانت گشته طالب
- شمارهٔ ۵۹ — ساقی مکن دریغ ز پیر و جوان شراب
- شمارهٔ ۶۲ — غنچه کی وامی کند چشم دل خود را ز خواب
- شمارهٔ ۶۱ — در میان ما و او شد حسن بی پروا نقاب
- شمارهٔ ۵۸ — کاکل کمند زلف تو شد دام آفتاب
- شمارهٔ ۶۰ — عشق پرشور است و ما پراضطراب
- شمارهٔ ۵۷ — در خم هر حلقهٔ زلفش رهین است آفتاب
- شمارهٔ ۶۵ — از پیر همت و کرمی ای جوان طلب
- شمارهٔ ۶۶ — شبی که مست بیاید به خواب من مطلوب
- شمارهٔ ۷۰ — در بزم عشق نشئهٔ تأثیر صحبت است
- شمارهٔ ۷۱ — نازک دلی که آینه دار نزاکت است
- شمارهٔ ۷۲ — باده نوشی و غزلخوانی دیوانه بجاست
- شمارهٔ ۶۸ — صبحدم شیری که مهر دایه ام در کام ریخت
- شمارهٔ ۶۷ — روی تو چو از پیش نظر پرده برانداخت
- شمارهٔ ۶۹ — گفتگوی حشر راحت از دل دیوانه ریخت