سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۱۲۵ — ز بس به راه تو دل بر سر دل افتاده است
- شمارهٔ ۱۲۲ — کسی که چشم تو را شوخ و دلربا گفته است
- شمارهٔ ۱۲۴ — در پی آن زلف ای دل چون تو بس افتاده است
- شمارهٔ ۱۲۸ — غافل از دین شیوهٔ خود رسم و آیین کرده است
- شمارهٔ ۱۲۶ — چشم او در بردن دل بی گناه افتاده است
- شمارهٔ ۱۲۳ — عمری است سرو تا به وفا ایستاده است
- شمارهٔ ۱۲۱ — آن [چشم] دل سیه که [زمامم] گرفته است
- شمارهٔ ۱۲۷ — غم دماغم را پریشان کرده است
- شمارهٔ ۱۳۰ — هوشیار ای دل که او مست می ناب آمده است
- شمارهٔ ۱۳۳ — در محیط دین ز بس کشتی تبه گردیده است
- شمارهٔ ۱۳۴ — هر گوهر سخن که به ساحل رسیده است
- شمارهٔ ۱۳۱ — آسمانم تکیه گاه من بدن گردیده است
- شمارهٔ ۱۳۲ — عندلیب روح را تن آشیان گردیده است
- شمارهٔ ۱۳۶ — عالم ز دستگاه کمالش نمونه ای است
- شمارهٔ ۱۲۹ — نگاه شوخ [و] دل ساده روبهرو شده است
- شمارهٔ ۱۳۵ — نور شکوه حق ز مقابل رسیده است
- شمارهٔ ۱۳۸ — دلم به تیر ملامت نشانهٔ عجبی است
- شمارهٔ ۱۴۰ — گل مست و بلبلان شاد امروز روز خوبی است
- شمارهٔ ۱۴۴ — چاک پیراهن یار و نظر پاک، یکی است
- شمارهٔ ۱۴۳ — گردون، گلیم کهنهٔ غمخانهٔ کسی است
- شمارهٔ ۱۳۹ — گریه در بزم یار، بی ادبی است
- شمارهٔ ۱۳۷ — جنت ز سر کوی تو یک صحن خرابی است
- شمارهٔ ۱۴۱ — آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است
- شمارهٔ ۱۴۲ — گرچه زلفت به میان بسته به یک زنجیری است