انوری ابیوردی
زندگینامهٔ انوری
اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت سلاطین کناره گرفت. در تاریخ وفات او بین مورخان اختلاف است ولی به احتمال قوی حدود سال ۵۸۳ هجری قمری در گذشته است.
آثار انوری
شعرهای انوری
- شمارهٔ ۹۶ - سکنجبین از کسی به طرز لغز خواسته — بفرستم ای امیر به تعجیل شربتی
- شمارهٔ ۱۰۳ - در مطایبه — نشوی سرور اندرین گیتی
- شمارهٔ ۹۹ — بوطیب آنکه سرد و جفا گفت مر مرا
- شمارهٔ ۹۷ - در قناعت — به خدایی که معول به همه چیز بدوست
- شمارهٔ ۱۰۰ — نیامدست مرا خویشتن دگر مردم
- شمارهٔ ۱۰۱ — با فلک دوش به خلوت گلهای میکردم
- شمارهٔ ۹۸ - در مدح موئیدالدین مودودشاه — بازآمد آنکه دولت و دین در پناه اوست
- شمارهٔ ۱۰۲ - مناظرهٔ بوتهٔ کدو با درخت چنار — نشنیدهای که زیر چناری کدو بنی
- شمارهٔ ۱۰۵ - در فضیلت عقل و شرف انسان به خرد — برترین مایه مرد را عقلست
- شمارهٔ ۱۰۶ - در شکایت زمانه و مفاخرت خود — عنصری گربه شعر می صله یافت
- شمارهٔ ۱۰۹ - در طلب شراب — ای سروری که چون تو به رادی سحاب نیست
- شمارهٔ ۱۰۸ - این قطعه را فتوحی گفت و به انوری بست و مردم بلخ بر حکیم متغیر شدند سوگندنامه در نفی آن گفت — چار شهرست خراسان را در چارطرف
- شمارهٔ ۱۱۰ — کیمیایی ترا کنم تعلیم
- شمارهٔ ۱۱۱ - در مذمت سواری — تو مرا گر پیادهام منکوه
- شمارهٔ ۱۰۴ - در مذمت اصحاب دیوان — خسروا این چه حلم و خاموشیست
- شمارهٔ ۱۰۷ - از یکی اکابر رنجیده بود حسب حال خود و نکوهش او گوید — ز مردمان مشمر خویش را به هیات و شکل
- شمارهٔ ۱۱۲ — نیست یک تن در همه روی زمین
- شمارهٔ ۱۱۳ - در مذمت زن خواستن — به خدایی که بیارادت او
- شمارهٔ ۱۱۶ - مطایبه — هر کرا ریدنی بگیرد سخت
- شمارهٔ ۱۱۸ — شکلی نهادهاند حکیمان روزگار
- شمارهٔ ۱۱۹ - در بی ثباتی جهان — جریدهایست نهاد سیه سپید جهان
- شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح بهاء الدین علی — بهاء الدین علی کز چرخ جودش
- شمارهٔ ۱۱۵ - در طلب شراب — ای جوانمردی که هرگز چرخ پیر
- شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیهٔ مودودشاه و بیوفایی جهان — جهان ز رفتن مودود شه موئید دین