قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۱۲۲ — چشمم به سرشک لالهگون خرسندست
- شمارهٔ ۱۱۶ — یاد تو مقیم دل آگاه به است
- شمارهٔ ۱۱۸ — از روز ازل غنی غنا خواسته است
- شمارهٔ ۱۱۹ — با مهر تو هر جان به تنی آینه است
- شمارهٔ ۱۲۰ — از بوی حسد هرکه دماغش فردست
- شمارهٔ ۱۱۷ — جز درد، دلم هیچ نیندوخته است
- شمارهٔ ۱۲۱ — درد از طفلی لازمه هر فردست
- شمارهٔ ۱۲۳ — چون لاله به دشت گرچه دل خرسندست
- شمارهٔ ۱۲۶ — از گریه و درد دیده را کی خطرست؟
- شمارهٔ ۱۲۵ — با آن که چو مهر، یار تنها گذرست
- شمارهٔ ۱۲۹ — پیش از خبر آیی نفسی، خوبترست
- شمارهٔ ۱۳۱ — دل خود به هوای دوست در پروازست
- شمارهٔ ۱۲۸ — هرچند دلت مومن و نفست گبرست
- شمارهٔ ۱۳۰ — هرچند که عصیان تو عالمگیرست
- شمارهٔ ۱۲۷ — ای آن که به وحدت خردت راهبرست
- شمارهٔ ۱۲۴ — امید به عقل، چون ثمر از بیدست
- شمارهٔ ۱۳۲ — تا مهر تو در سینه صد چاک نشست
- شمارهٔ ۱۳۷ — ای عشق که جنگ عالمی بر سر توست
- شمارهٔ ۱۳۴ — پروردن عشق با خرد هر دو نکوست
- شمارهٔ ۱۳۵ — عالم همه پرتوی بود از رخ دوست
- شمارهٔ ۱۳۶ — زاهد گوید کلامم از دفتر توست
- شمارهٔ ۱۳۸ — مغزم ختن از نسیم پیراهن توست
- شمارهٔ ۱۳۹ — وسعتگه دهر تنگ از تنگی توست
- شمارهٔ ۱۳۳ — ای مهر، چو صبح، خانه زاد نفست