قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۴۴ — دود دلم آسمانگدازست امشب
- شمارهٔ ۵۰ — ناچار به هجر یار میباید ساخت
- شمارهٔ ۴۶ — آن کز هنرش بلند گردد درجات
- شمارهٔ ۴۵ — مطلب چو بزرگ شد، به بازی مطلب
- شمارهٔ ۴۸ — هرچند هنر به کس نخواهد پرداخت
- شمارهٔ ۵۱ — آمد گل و برگ باغ میباید ساخت
- شمارهٔ ۴۹ — جان از تو دمی برد دمی دیگر باخت
- شمارهٔ ۴۷ — آن را که قبول، دور اندازد رخت
- شمارهٔ ۵۵ — برگ از طوبی به کوشش باد نریخت
- شمارهٔ ۵۶ — ای محو مجاز، دیده بیبصرت
- شمارهٔ ۵۷ — ای گل، که چنین کرد ز خود بی خبرت؟
- شمارهٔ ۵۸ — بی محنت شبگیر و غم ایوارت
- شمارهٔ ۵۳ — جان نیست که در آتش جانانه نسوخت
- شمارهٔ ۵۲ — فریاد از آن که عز و ذل را نشناخت
- شمارهٔ ۵۹ — ای دوست که از تو باصفا شد صورت
- شمارهٔ ۵۴ — روزی که وداع آتش هجران انگیخت
- شمارهٔ ۶۵ — خاموشی اهل حال از کردارست
- شمارهٔ ۶۷ — آن را که ز عالم به تجرد کارست
- شمارهٔ ۶۰ — ای عشق، اجل چیست بر شمشیرت؟
- شمارهٔ ۶۱ — یک قوم، امیدوار از روز نخست
- شمارهٔ ۶۲ — مجنون تو رسوای جهان دگرست
- شمارهٔ ۶۴ — دانم ندهد به گفتگو وصلش دست
- شمارهٔ ۶۳ — دارد ز فریب، چرخ بازیچهپرست
- شمارهٔ ۶۶ — ای آن که ز هر تعلفت انکارست