کسایی مروزی
زندگینامهٔ کسایی
مجدالدین ابوالحسن یا ابواسحاق کسائی مروزی از شاعران قرن چهارم و معاصر اواخر عهد سامانی و اوایل عهد غزنوی است. وی به سال ۳۴۱ هجری قمری در مرو به دنیا آمد. در آغاز شاعری مداح بود و مدح سلاطین زمان خود را میگفت ولی در اواخر عمر از این کار پشیمان شد. چنان که از اشعارش بر میآید، شیعی مذهب بوده است. از اشعارش حدود ۲۰۰ بیت باقی مانده است. وفات او را اندکی بعد از سال ۳۹۴ هجری قمری ذکر کردهاند. اشعار باقیمانده از کسایی به همت آقای مهرداد بیات به گنجور اضافه شده است.
آثار کسایی
شعرهای کسایی
- پیری — پیری مرا به زرگری افگند، ای شگفت
- درد ِ پیری — از عمر نماندهست برِ من مگر آمُرغ
- شکفتن لاله و قدح — شکفت لاله، تو زیغال بشکفان که همی
- طلب ِ جام — ای خواجهٔ مبارکِ بر بندگان شفیق
- کتان و ماه — تا تو آن خیش ببستی به سر اندر، پسرا
- اعضای معشوق — قامت چون سرو روانش نگر
- پنجاه سالگیِ شاعر — به سیصد و چهل و یک رسید نوبتِ سال
- برف پیری — بنفشهزار بپوشید روزگار به برف
- ای گلفروش ... — گل نعمتیست هدیه فرستاده از بهشت
- پیری و پشیمانی — جوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم
- مرغک سرود سرای — سرودگوی شد آن مرغک سرودسرای
- به سفلگان — عَصیب و گُرده برون کن، وزو زَوَنج نورد
- نوروز — نوروز و جهان چون بت نو آیین
- در نقاشی و شاعری ... — هر چند در صناعت نقش و علوم شعر
- آبی ... — آبی، مگر چو من ز غم عشق زرد گشت
- فضل امیرالمؤمنین — فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤمنین
- دستش از پرده برون آمد ... — دستش از پرده برون آمد چون عاج سپید
- قطرهٔ باران — بر پیلگوش قطرهٔ باران نگاه کن
- مخلوق پرستی و توبه از می — ای آنکه تو را پیشه پرستیدن مخلوق
- برگشت چرخ ... — برگشت چرخ با من بیچاره
- آسیای زمانه — آس شدم زیر آسیای زمانه
- جامه و کفن — ای عمر خویش کرده به بیهودگی یله
- غزل — ای ز عکس رخ تو ، آینه ماه
- عبرت — ای برکشیده منظره و کاخ تا سهیل