محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۶۴ — هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی
- شمارهٔ ۳ — من از رغم غزالی شهسواری کردهام پیدا
- شمارهٔ ۵ — ای ز دلرفته که دی سوختی از ناز مرا
- شمارهٔ ۱ — زلف و قدت راست ای بت سرکش، چشم و رخت راست ای گل رعنا
- شمارهٔ ۴ — درخشان شیشهای خواهم می رخشان در او پیدا
- شمارهٔ ۲ — بعد هزار انتظار این فلک بیوفا
- شمارهٔ ۶ — کسی ز روی چنان منع چون کند ما را
- شمارهٔ ۷ — که زد بر یاریِ ما چشمزخمی اینچنین یارا
- شمارهٔ ۱۱ — هرزه نقاب رخ مکن طرهٔ نیم تاب را
- شمارهٔ ۹ — مبین به چشم کم ای شوخ نازنین ما را
- شمارهٔ ۱۰ — صبح آن که داشت پیش تو جام شراب را
- شمارهٔ ۱۲ — بر رخ پر عرق مکش سنبل نیم تاب را
- شمارهٔ ۱۳ — اگر دل بر صف مژگان سیاهی میزند خود را
- شمارهٔ ۱۴ — جهان آرا شدی چون ماه و ننمودی به من خود را
- شمارهٔ ۱۵ — ای نگهت تیغ تیز غمزهٔ غماز را
- شمارهٔ ۸ — چو بر زندانیان رانی سیاست، یاد کن ما را
- شمارهٔ ۱۶ — چنین است اقتضا رعنائی قد بلندش را
- شمارهٔ ۱۷ — شب که ز گریه میکنم دجله کنار خویش را
- شمارهٔ ۱۸ — گر بهم میزدم امشب مژهٔ پر نم را
- شمارهٔ ۱۹ — چو دی ز عشق من آگه شد و شناخت مرا
- شمارهٔ ۲۰ — شوق درون به سوی دری میکشد مرا
- شمارهٔ ۲۱ — روزگاری که رخت قبلهٔ جان بود مرا
- شمارهٔ ۲۳ — به افسون محو کردی شکوههای بیکرانم را
- شمارهٔ ۲۲ — چو افکنده ببیند در خون تنم را