محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۴۰ — چراغ خود دگر در بزم او بینور میبینم
- شمارهٔ ۴۶ — اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من
- شمارهٔ ۴۷ — دلم آزاد از دامش نمیگردد چه دامست این
- شمارهٔ ۴۳ — کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن
- شمارهٔ ۴۲ — بیرون شدم از بزمت ای شمع صراحی گردنان
- شمارهٔ ۴۱ — بود دی در چمن ای قبلهٔ حاجتمندان
- شمارهٔ ۴۵ — گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من
- شمارهٔ ۴۴ — چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من
- شمارهٔ ۵۵ — چون نیست دلت با من از وصل تو هجران به
- شمارهٔ ۵۳ — شدم از گریه نابینا چراغ دیدهٔ من کو
- شمارهٔ ۵۰ — گشت دیگر پای تمکینم سبک در راه او
- شمارهٔ ۵۲ — چون جلوهگر گردد بلا از قامت فتان تو
- شمارهٔ ۵۱ — قیاس خوبی آن مه ازین کن کز جفای او
- شمارهٔ ۵۴ — گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه
- شمارهٔ ۴۹ — آن که شد تا حشر لازم صبر در هجران او
- شمارهٔ ۴۸ — در حلقه بتان است سر حلقه آن پری رو
- شمارهٔ ۵۶ — شده خلقت چو گریبان کش دلهای همه
- شمارهٔ ۵۷ — دارم از دست تو بر سر افسر بیغیرتی
- شمارهٔ ۵۸ — یزک سپاه هجران که نمود پیشدستی
- شمارهٔ ۵۹ — برای خاطر غیرم به صد جفا کشتی
- شمارهٔ ۶۳ — دگر از بهر من زد دار عبرت سرو بالائی
- شمارهٔ ۶۰ — به مهر غیر در اخلاص من خلل کردی
- شمارهٔ ۶۱ — به بازی آفتاب را چه گفتم ماه رنجیدی
- شمارهٔ ۶۲ — چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی