محتشم کاشانی
زندگینامهٔ محتشم کاشانی
کمالالدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمالالدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیهای است که در شرح واقعهٔ کربلا سروده است. مرثیهٔ دیگری نیز در مرگ برادر جوان خود سروده که بسیار سوزناک است. مجموعهای از غزلیات عاشقانه با نام «جلالیه» نیز از وی باقی مانده است. وی در ربیع الاول سال ۹۹۶ هجری قمری (به روایتی ۱۰۰۰ هجری قمری) درکاشان درگذشت.
آثار محتشم کاشانی
شعرهای محتشم کاشانی
- شمارهٔ ۱۷ — حسن تو چند زینت هر انجمن بود
- شمارهٔ ۲۲ — بهر تسخیر دلم پادشهی تازه رسید
- شمارهٔ ۱۶ — تبارک الله ازین پادشاه وش صنمی
- شمارهٔ ۲۰ — شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین میباید
- شمارهٔ ۱۹ — دل میشود هر روز خون تا او ز دل بیرون شود
- شمارهٔ ۱۸ — آزردهام به شکوه دل دلستان خود
- شمارهٔ ۲۱ — روی ناشسته چو ماهش نگرید
- شمارهٔ ۲۳ — باز جائی رفتهام کز روی یارم شرمسار
- شمارهٔ ۲۵ — هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگر
- شمارهٔ ۲۸ — داردم در زیر تیغ امروز جلاد فراق
- شمارهٔ ۲۹ — وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
- شمارهٔ ۲۷ — سخن درست بگویم اگرچه میترسم
- شمارهٔ ۲۶ — بترس از آن که درآرد سر از دهان من آتش
- شمارهٔ ۳۱ — این منم کز عصمت دل در دلت جا کردهام
- شمارهٔ ۲۴ — ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار
- شمارهٔ ۳۰ — چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
- شمارهٔ ۳۳ — منم شکسته نهال ریاض عشق و گلی
- شمارهٔ ۳۲ — هرگز از زلف کجت بیپیچ و تابی نیستم
- شمارهٔ ۳۶ — به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم
- شمارهٔ ۳۴ — به خوبی ذرهای بودی چه در کوی تو جا کردم
- شمارهٔ ۳۷ — نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
- شمارهٔ ۳۹ — دانسته باش ای دل کزان نامهربانت میبرم
- شمارهٔ ۳۸ — دو روزی شد که با هجران جانان صحبتی دارم
- شمارهٔ ۳۵ — منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم