امیر پازواری
زندگینامهٔ امیر پازواری
امیر پازواری متخلص به امیر شاعر معاصر شاه عباس صفوی است که اشعارش همگی به زبان طبری یا لهجهٔ مازندرانی سروده شده است. وی که به گفتهٔ رضا قلی خان هدایت در تذکرهٔ ریاضالعارفین به امیر مازندرانی و نزد اعراب به شیخالعجم معروف است زادهٔ منطقهٔ پازوار در حومهٔ بابل مازندران امروزی است. بنا به گزارش دانشنامهٔ ایرانیکا امیر پازواری شخصیتی نیمهافسانهای است که گزارش منطقی و هماهنگی درباره او وجود ندارد. دیوان اشعار امیر پازواری از روی نسخهٔ گردآوری و ترجمه شدهٔ شادروان استاد محسن مجیدزاده (م.م. روجا) که به همت آقای سعید غلامی نتاج امیری، مؤسس و مدیرعامل سازمان مردمنهاد بنیاد امیر پازواری در این نشانی در دسترس قرار گرفته است به گنجور اضافه شده است. برگردان فارسی اشعار که توسط استاد گاهی به زبان شعر به آنها افزوده شده نیز از طریق همان منبع در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار امیر پازواری
شعرهای امیر پازواری
- شمارهٔ ۷۴ — یا علی گمّهْ سُو دَکفهْ منه دلْ
- شمارهٔ ۷۵ — امیر گته: یکباری جُوون بَووئمْ
- شمارهٔ ۷۶ — رُخصتْ هاده که من ته قربونْ بَئوئمْ
- شمارهٔ ۷۷ — اسیرِ زلفِ عَنبرْاَفشونْ بئوئمْ
- شمارهٔ ۷۹ — مه دلْ همه خانهْ ته قربونْ بَووئمْ،
- شمارهٔ ۸۰ — سوداییِ لَعلِ بَدخْشون بَووئمْ
- شمارهٔ ۷۸ — آشفتهی اون موی افشون بَووئمْ
- شمارهٔ ۷۳ — امیر گنه: مه وَرْ نوویهار، بیّیه لیْلْ
- شمارهٔ ۸۲ — اَبْرْ نِهِلِّهْ ماهْ رِهْ هِلالْ بَوینِمْ
- شمارهٔ ۸۱ — دَسْتِ ته کافِرْ، نامُسَلْمونْ بَوُوئمْ
- شمارهٔ ۸۳ — بییَمِّهْ تنه باغِ گِلْرِهْ بَچینمْ
- شمارهٔ ۸۴ — امیر گته: ماه دَه وُ چاره ته دیمْ
- شمارهٔ ۸۶ — هر سِوا که خوؤ در بییِهْ ما ته، ته دیمْ
- شمارهٔ ۸۷ — عشقْ اونْ عشقه که رُسوا مَجی به عالِمْ
- شمارهٔ ۸۵ — یاربْ بوینمْ دولتْرِه من به ته کومْ،
- شمارهٔ ۸۸ — حمّوم شونی دُوستْ، مره هَم بَوْ بییارِمْ
- شمارهٔ ۹۰ — عهد بَکِرْدِمِهْ ته لُو شه بِنْ گُوم نَیِرِمْ
- شمارهٔ ۹۳ — من ته وَرْ عالمْ درد وُ واکْ بَچینِّمْ
- شمارهٔ ۹۴ — امیر گنه: عاشقمه ته از زر و سیم
- شمارهٔ ۹۵ — نماشونه سر ویشهْ بَئیهْ روشِنْ
- شمارهٔ ۹۶ — میراث منه مهر و بفا وَرزییِنْ
- شمارهٔ ۹۱ — دِلْ که با وِصالْ خو بکرد بُو اَندی تُومْ
- شمارهٔ ۸۹ — عهدْ بکِرْدِمِهْ بی تُو نَرْگِسْ نکارِمْ،
- شمارهٔ ۹۲ — تو شاهْ مُرتضایی، مرتضانه ته نُوْمْ