سیف فرغانی
زندگینامهٔ سیف فرغانی
سیف الدین ابوالمحامد محمد الفرغانی از شاعران عالیقدر نیمهٔ دوم قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است. وی بعد از خروج از زادگاه خود (فرغانه) مدتی در آذربایجان و بلاد روم و آسیای صغیر به سر برده است. به طوری که از آثار او استنباط میشود وی اهل تصوف و عرفان بوده و سالها به کسب کمالات معنوی و سیر و سیاحت پرداخته است. مجموعه اشعار او از غزل و فصیده و قطعه و رباعی حدود ده الی یازده هزار بیت است. وی ارادتی وافر به سعدی داشته و بین آن دو مکاتباتی نیز بوده است. این شاعر بزرگوار در سال ۷۴۹ هجری در یکی از خانقاه های آقسرا وفات یافت. قصیدهٔ او که با مصرع «هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد» آغاز میشود و گویا خطاب به مغولان مهاجم سروده شده از اشعار معروف این شاعر آزاده است
آثار سیف فرغانی
شعرهای سیف فرغانی
- شمارهٔ ۴۱۸ — من از خدای جهان عمر میخواهم چندان
- شمارهٔ ۴۱۶ — ای از خمار چشم تو آشوب در جهان
- شمارهٔ ۴۱۷ — ایا عشقت گرفته عالم جان
- شمارهٔ ۴۱۲ — ای باغ نیکویی گل روی تو را چمن
- شمارهٔ ۴۱۴ — بخت من از تست شور ای بت شیرین دهن
- شمارهٔ ۴۱۵ — ای از چو تو شیرین لبی صد شور در هر انجمن
- شمارهٔ ۴۱۱ — آن دوست که ما ازآن اوییم
- شمارهٔ ۴۱۳ — ای چشم من از رخ تو روشن
- شمارهٔ ۴۲۶ — ای شاه حسنت را مدد از کبریای خویشتن
- شمارهٔ ۴۲۵ — ای مرغ صبح بشکن ناقوس پاسبانان
- شمارهٔ ۴۲۰ — ای گلستان شکفته بنسیم وباران
- شمارهٔ ۴۲۲ — ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
- شمارهٔ ۴۱۹ — ای غمت همنشین بیداران
- شمارهٔ ۴۲۳ — خوبان رعیت اند وتویی پادشاهشان
- شمارهٔ ۴۲۴ — دلهای عاشقان تو مشتی شکسته اند
- شمارهٔ ۴۲۱ — از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران
- شمارهٔ ۴۳۲ — ای لبت را خواص جان دادن
- شمارهٔ ۴۳۴ — در شهر بحسن تو رویی نتوان دیدن
- شمارهٔ ۴۳۳ — با سر زلف تو صعبست مسلمان بودن
- شمارهٔ ۴۲۷ — چو سعدی سیف فرغانی حدیث عشق با هرکس
- شمارهٔ ۴۲۸ — هرگز گلی اندر جهان بی خار نتوان یافتن
- شمارهٔ ۴۲۹ — طریق عشق جانان چیست در دریای خون رفتن
- شمارهٔ ۴۳۰ — ما فتنه بر توایم و تویی فتنه بر سخن
- شمارهٔ ۴۳۱ — ای شده لعل لب تو شکرافشان در سخن