عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- شمارهٔ ۶۵ — شمع آمد و گفت: هر که مردی بودست
- شمارهٔ ۶۶ — شمع آمد و گفت: دامنی تر داری
- شمارهٔ ۶۷ — شمع آمد و گفت: آمدهام رنگ آمیز
- شمارهٔ ۶۹ — شمع آمد و گفت: انجمنم باید ساخت
- شمارهٔ ۶۸ — شمع آمد و گفت: زاتش افسر دارم
- شمارهٔ ۷۰ — شمع آمد و گفت: پا و سر باید سوخت
- شمارهٔ ۶۴ — شمع آمد و گفت: بر تنِ لاغر خویش
- شمارهٔ ۷۱ — شمع آمد و گفت: خویشتن میتابم
- شمارهٔ ۷۷ — شمع آمد و گفت: گر بما زد پر باز
- شمارهٔ ۷۶ — شمع آمد و گفت: بر نمیباید خاست
- شمارهٔ ۷۸ — شمع آمد و گفت: در بلا باید سوخت
- شمارهٔ ۷۹ — شمع آمد و گفت: سوز پروانه جداست
- شمارهٔ ۷۲ — شمع آمد و گفت: بنده میباید بود
- شمارهٔ ۷۵ — شمع آمد و گفت: اگر خطا سوختمی
- شمارهٔ ۷۴ — شمع آمد و گفت: تا مرا یافتهاند
- شمارهٔ ۷۳ — شمع آمد و گفت: کار باید کرد
- شمارهٔ ۸۳ — شمع آمد و گفت: دولتم دوری بود
- شمارهٔ ۸۲ — شمع آمد و گفت: کشتهٔ هر روزم
- شمارهٔ ۸۴ — شمع آمد و گفت: چون گرفتم کم خویش
- شمارهٔ ۸۷ — شمع آمد و گفت: اگر شماری دارم
- شمارهٔ ۸۶ — شمع آمد و گفت: دائماً در سفرم
- شمارهٔ ۸۵ — شمع آمد و گفت: دوربین باید بود
- شمارهٔ ۸۰ — شمع آمد و گفت: کشته بنشینم نیز
- شمارهٔ ۸۱ — شمع آمد و گفت: زخم خوردم بر سر