عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- شمارهٔ ۱۰۴ — گفتم:جانا! عهد و قرارت این است
- شمارهٔ ۱۰۸ — چون نیست امید غمگسارم نفسی
- شمارهٔ ۱۰۹ — ای شمع! کسی که چون تو آغشته بود
- شمارهٔ ۱۰۵ — دل بی غم دلفروز نتوان آورد
- شمارهٔ ۱۰۷ — امروز منم فتاده زان دلکش باز
- شمارهٔ ۱۰۶ — دی میگفتم دستِ من و دامنِ او
- شمارهٔ ۱۱۱ — ای آتشِ شمع بر تنِ لاغرِ او
- شمارهٔ ۱۱۰ — ای شمعِ جهان فروز! در هر نفسی
- شمارهٔ ۱۱۲ — چون شمع یک آغشتهٔ تنها بنمای
- شمارهٔ ۳ — شمع آمد و گفت: جان فشان آمدهام
- شمارهٔ ۲ — شمع آمد و گفت: موسی جمع منم
- شمارهٔ ۷ — شمع آمد و گفت: آمده جانم به لب است
- شمارهٔ ۶ — شمع آمد و گفت: تا تنم زنده بود
- شمارهٔ ۱ — شمع آمد و گفت: هر دم آتش بیش است
- شمارهٔ ۵ — شمع آمد و گفت: این چه عذاب است مرا
- شمارهٔ ۴ — شمع آمد و گفت: جانِ من میسوزد
- شمارهٔ ۸ — شمع آمد و گفت: از تنِ سرکشِ خویش
- شمارهٔ ۹ — شمع آمد و گفت: من به صد جان نرهم
- شمارهٔ ۱۰ — شمع آمد و گفت: شخصم آغشته که بود
- شمارهٔ ۱۱ — شمع آمد وگفت: در دلم خون افتاد
- شمارهٔ ۱۴ — شمع آمد و گفت: هر زمان چون قلمم
- شمارهٔ ۱۳ — شمع آمد و گفت: در دلم خونم سوخت
- شمارهٔ ۱۲ — شمع آمد و گفت: عزّت من بنگر:
- شمارهٔ ۱۵ — شمع آمد و گفت:چند سرگشته شوم