عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- شمارهٔ ۴۱ — شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
- شمارهٔ ۴۰ — شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پا
- شمارهٔ ۴۲ — شمع آمد و گفت: این کرا تاب بود
- شمارهٔ ۴۴ — شمع آمد و گفت: بیسرم باید مُرد
- شمارهٔ ۴۶ — شمع آمد و گفت: زود بیرون رفتم
- شمارهٔ ۴۳ — شمع آمد و گفت: اگر لبم پُرخنده است
- شمارهٔ ۴۵ — شمع آمد و گفت: اگر میسر گردد
- شمارهٔ ۴۷ — شمع آمد و گفت: جان غم کش دارم
- شمارهٔ ۵۰ — شمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقم
- شمارهٔ ۴۹ — شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم
- شمارهٔ ۵۴ — شمع آمد وگفت: آمدهام شب پیمای
- شمارهٔ ۴۸ — شمع آمد و گفت: اینهمه بیچارگیم
- شمارهٔ ۵۱ — شمع آمد و گفت: این سفر افتاد مرا
- شمارهٔ ۵۲ — شمع آمد و گفت: شهر پر خندهٔ ماست
- شمارهٔ ۵۵ — شمع آمد و گفت: سوزِ من گر دانی
- شمارهٔ ۵۳ — شمع آمد و گفت: دادِ من باید خواست
- شمارهٔ ۶۲ — شمع آمد و گفت: جان من پُردرد است
- شمارهٔ ۶۰ — شمع آمد و گفت: اگر تنم غم کش خاست
- شمارهٔ ۵۶ — شمع آمد و گفت: یارِ من خواهد بود
- شمارهٔ ۵۸ — شمع آمد و گفت: میروم حیران من
- شمارهٔ ۶۱ — شمع آمد و گفت: این تن لاغر همه سوخت
- شمارهٔ ۵۷ — شمع آمد و گفت: میفروزم همه شب
- شمارهٔ ۵۹ — شمع آمد و گفت: حالتی خوش دیدم
- شمارهٔ ۶۳ — شمع آمد و گفت: آنِ عشقم همه شب