عطار نیشابوری
زندگینامهٔ عطار
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار میرود و بنا به نظر عارفان در زمینه عرفانی از مرتبهای بالا برخوردار بودهاست.
آثار عطار
شعرهای عطار
- شمارهٔ ۲۱ — شمع آمد و گفت: نیست اینجا جایم
- شمارهٔ ۱۹ — شمع آمد و گفت: چند باشم سرکش
- شمارهٔ ۲۲ — شمع آمد و گفت: من نیم قلب مجاز
- شمارهٔ ۱۶ — شمع آمد و گفت: با چنین کار درشت
- شمارهٔ ۲۳ — شمع آمد وگفت: جاودان افتادن
- شمارهٔ ۲۰ — شمع آتش را گفت که طبعی که تر است
- شمارهٔ ۱۸ — شمع آمد و گفتا: منِ مجنون باری
- شمارهٔ ۱۷ — شمع آمد و گفت: چون منم دشمنِ من
- شمارهٔ ۲۹ — شمع آمد و گفت: جان نگر بر لبِ من
- شمارهٔ ۳۰ — شمع آمد و گفت: می بر افروزندم
- شمارهٔ ۲۴ — شمع آمد و گفت: بر تن خویشتنم
- شمارهٔ ۲۶ — شمع آمد و گفت: هر دمم میسوزند
- شمارهٔ ۳۱ — شمع آمد و گفت:چون مرا نیست قرار
- شمارهٔ ۲۵ — شمع آمد و گفت: من نیم عهد شکن
- شمارهٔ ۲۸ — شمع آمد و گفت: جانم آتشخانه است
- شمارهٔ ۲۷ — شمع آمد و گفت: نی غمم میبرسد
- شمارهٔ ۳۴ — شمع آمد و در آتش سرکش پیوست
- شمارهٔ ۳۳ — شمع آمد و گفت: از چه دل خوش دارم
- شمارهٔ ۳۵ — شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پای
- شمارهٔ ۳۹ — شمع آمد و گفت: مانده در سوز و گداز
- شمارهٔ ۳۶ — شمع آمد زار زار و میگفت به راز
- شمارهٔ ۳۷ — شمع آمد و گفت: کیست گمراه چو من
- شمارهٔ ۳۸ — شمع آمد و گفت: آتش و گازست عظیم
- شمارهٔ ۳۲ — شمع آمد و گفت: چند از افروختنم