غالب دهلوی
زاده ۱۲۱۲ – درگذشته ۱۲۸۵ هجری قمری، آگره
زندگینامهٔ غالب دهلوی
میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسیگوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبهقاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبانزادگان و کشاورزان سمرقند و ترکزبان بودهاند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشتههای خود از واژههای فارسی سره و همچنین واژههای دساتیری نیز استفاده مینمود. ادب و فلسفه و عرفان موضوعات بیشتر نوشتههای غالب را تشکیل میدهند.
آثار غالب دهلوی
شعرهای غالب دهلوی
- شمارهٔ ۲۸۰ — حیف ست قتلگه ز گلستان شناختن
- شمارهٔ ۲۷۵ — سوخت جگر تا کجا رنج چکیدن دهیم
- شمارهٔ ۲۷۸ — به خونم دست و تیغ آلود جانان
- شمارهٔ ۲۷۷ — چون شمع رود شب همه شب دود ز سرمان
- شمارهٔ ۲۷۳ — بیا که قاعده آسمان بگردانیم
- شمارهٔ ۲۷۹ — زهی باغ و بهار جان فشانان
- شمارهٔ ۲۷۶ — ها، پری شیوه غزالان و ز مردم رمشان
- شمارهٔ ۲۷۴ — بس که بپیچد به خویش جاده ز گمراهیم
- شمارهٔ ۲۸۵ — چه غم ار به جد گرفتی ز من احتراز کردن؟
- شمارهٔ ۲۸۴ — جنون مستم به فصل نوبهارم میتوان کشتن
- شمارهٔ ۲۸۱ — چیست به لب خنده از عتاب شکستن
- شمارهٔ ۲۸۸ — طاق شد طاقت ز عشقت بر کران خواهم شدن
- شمارهٔ ۲۸۶ — خجل ز راستی خویش می توان کردن
- شمارهٔ ۲۸۷ — تا ز دیوانم که سرمست سخن خواهد شدن؟
- شمارهٔ ۲۸۲ — خوش بود فارغ ز بند کفر و ایمان زیستن
- شمارهٔ ۲۸۳ — خیره کند مرد را مهر درم داشتن
- شمارهٔ ۲۸۹ — دل زان مژه تیز به یکبار کشیدن
- شمارهٔ ۲۹۲ — رشک سخنم چیست؟ نه شهد هوس ست این
- شمارهٔ ۲۹۳ — سرشک افشانی چشم ترش بین
- شمارهٔ ۲۹۱ — بس که لبریزست ز اندوه تو سر تا پای من
- شمارهٔ ۲۹۵ — عرض خود برد که رسوایی ما خیزد ازو
- شمارهٔ ۲۹۶ — دولت به غلط نبود از سعی پشیمان شو
- شمارهٔ ۲۹۴ — بالم به خویش بس که به بند کمند تو
- شمارهٔ ۲۹۰ — ای ز ساز زنجیرم در جنون نواگر کن