قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۲۱ — بی جمالت چشمم از خون خجلت جیحون دهد
- شمارهٔ ۲۲ — هرگه نسیم زلف تو سوی چمن رود
- شمارهٔ ۲۵ — پیش از اینش نظری با من درویش نبود
- شمارهٔ ۲۶ — تا هست دل، بجز تو کسی دلبرم مباد
- شمارهٔ ۲۴ — اجزای من چو لاله گر از هم جدا شود
- شمارهٔ ۲۳ — چه بخت است این که داغ از سینهام پهلو بگرداند
- شمارهٔ ۲۸ — مگر فردا به قتلم خواهد آمد یار کز هر سو
- شمارهٔ ۲۷ — ز دل پیش از فراقت آه دردآلود برخیزد
- شمارهٔ ۳۱ — به من خدنگ ترا سر فرو نمیآید
- شمارهٔ ۳۵ — مباش در پی مردم چو چشم عیباندیش
- شمارهٔ ۳۲ — کسی کجا خبر از حال زار من دارد؟
- شمارهٔ ۳۴ — به گرد خویش، هجوم غزال میبینم
- شمارهٔ ۳۳ — از چاک دلم خنده غمآلود برآید
- شمارهٔ ۲۹ — سنگ در کارست تا دیوانه پیدا میشود
- شمارهٔ ۳۶ — کجا تاب آورد در پیش اشک دیدهفرسایم؟
- شمارهٔ ۳۰ — تا ز گشت گلشن آن آشوب دلها یاد کرد
- شمارهٔ ۳۹ — غم رفت از دل من و از سینه داغ هم
- شمارهٔ ۴۱ — عشق کو تا ز ره کعبه ره دل گیرم
- شمارهٔ ۴۰ — بر امید صبر، دور از بزم یار افتادهام
- شمارهٔ ۴۲ — جز دود محبت که بود نور چراغم
- شمارهٔ ۴۴ — گر صبا را ره نبودی در گلستان کسی
- شمارهٔ ۴۳ — دل که ربود از برم، ساغر میپرست من
- شمارهٔ ۳۷ — چه حسرتها خورند ارباب عشرت بر سراپایم
- شمارهٔ ۳۸ — بهتر آن است که بی نشو و نما خاک شویم