خاقانی شروانی
زاده ۵۲۰ – درگذشته ۵۹۵ هجری قمری، شروان
زندگینامهٔ خاقانی
افضلالدّین بدیل بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی (۵۲۰ قمری در شروان - ۵۹۵ قمری در تبریز) از جملهٔ بزرگترین قصیدهسرایان تاریخ شعر و ادب فارسی بهشمار میآید. از القاب مهم وی حسان العجم میباشد. آرامگاه او در شهر تبریز است. خاقانی از سخنگویان قویطبع و بلندفکر و یکی از استادان بزرگ زبان پارسی و در درجهٔ اول از قصیدهسرایان عصر خویش است. توانایی او در استخدام معانی و ابتکار مضامین در هر قصیدهٔ او پدیدار است.
آثار خاقانی
شعرهای خاقانی
- شمارهٔ ۲۰۸ — ریت حق ببر معتزلی
- شمارهٔ ۲۰۴ — منه غرامت خاقانیا نهاد فلک را
- شمارهٔ ۲۰۷ - در مرثیهٔ وحید الدین پسر عم خود — جان عطارد از تپش خاطر وحید
- شمارهٔ ۲۰۳ — من خدمت تو کردم و تو حق شناس نه
- شمارهٔ ۲۰۵ - در رثاء جمال الدین ابوجعفر محمدبن علی بن منصور اصفهانی وزیر قطب الدین صاحب موصل — جمال صفاهان نظام دوم
- شمارهٔ ۲۰۲ - در تحسر مرگ رشید فرزند خود — ای خواجه حساب عمر برگیر
- شمارهٔ ۲۰۶ — هر کجا از خجندیان صدری است
- شمارهٔ ۲۰۱ - در مذمت کیمیاگری و صنعت اکسیر — علم دین کیمیاست خاقانی
- شمارهٔ ۲۱۵ — سفرهای و بر او چو سفرهٔ گل
- شمارهٔ ۲۱۱ — هر کو در نقص دید در خود
- شمارهٔ ۲۰۹ — زین خام قلتبان پدری دارم
- شمارهٔ ۲۱۶ — من که خاقانیم نموداری
- شمارهٔ ۲۱۴ — ای خداوند بنده خاقانی
- شمارهٔ ۲۱۰ - در مرثیهٔ اهل بیت خود — دل درد زده است از غم زنهار نگه دارش
- شمارهٔ ۲۱۲ — جدلی فلسفی است خاقانی
- شمارهٔ ۲۱۳ - خاقانی این قطعه را به جواب فیلسوف فرستاد — گنج فضائل افضل ساوی شناس و بس
- شمارهٔ ۲۲۱ — تا به خط شط ارجیش درنگ است مرا
- شمارهٔ ۲۲۰ — روز عمر آمد به پیشین ای دریغ
- شمارهٔ ۲۲۲ — صِدتُ فی بغدادَ ظَبیاً قَد اُلِف
- شمارهٔ ۲۱۸ — به خدائی که کرد گردون را
- شمارهٔ ۲۱۷ — خاقانیا به سائل اگر یک درم دهی
- شمارهٔ ۲۱۹ — چشم بر کار دوست دار چنان
- شمارهٔ ۲۲۴ - در هجو رشید الدین وطواط — این گربه چشمک این سگک غوری غرک
- شمارهٔ ۲۲۳ — باز به میدان ما فوج بلا بسته صف