رباعیات — عنصری
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۱ — من گفت نیارم که تو ماهی صنما
- شمارهٔ ۴ — بشکفته گلیست بر رخِ فرخِ دوست
- شمارهٔ ۸ — گفتم: صنما دلم تو را جویان است
- شمارهٔ ۳ — شنگرف چکانیده تو را بر شکر است
- شمارهٔ ۲ — از مشک نگر که لاله بنگاه گرفت
- شمارهٔ ۵ — ابروت به زه کرده کمان آمد راست
- شمارهٔ ۶ — چون میگذرد کار، چه آسان و چه سخت
- شمارهٔ ۷ — آفاق به پای آه ما فرسنگیست
- شمارهٔ ۱۲ — معشوقهٔ خانگی به کاری ناید
- شمارهٔ ۱۴ — زلف تو کمندیست همه حلقه و بند
- شمارهٔ ۱۳ — جام از لب تو گونۀ مرجان گیرد
- شمارهٔ ۱۵ — تا نسْرایی سخن، دهانت نبُوَد
- شمارهٔ ۱۶ — آن لب نمزم گرچه مرا آن سازد
- شمارهٔ ۹ — گل بر رخ توست و چشم من غرقه به آب
- شمارهٔ ۱۰ — کی عیب سر زلف بت از کاستن است؟
- شمارهٔ ۱۱ — آن زلف که او به بوی مرزَنگوش است
- شمارهٔ ۱۸ — از بوسه تو مرده با روان تانی کرد
- شمارهٔ ۲۱ — از مشک حصار گل خود روی که دید؟
- شمارهٔ ۱۹ — ای ماه سخنگوی من ای حورنژاد
- شمارهٔ ۲۰ — حورات نخوانم که تو را عار بُوَد
- شمارهٔ ۱۷ — گفتم: چشمم ز بس کز او خون آید
- شمارهٔ ۲۲ — بت گونه از آن بت حصاری گیرد
- شمارهٔ ۲۳ — چون نار رخی ز نور پرمایه که دید؟
- شمارهٔ ۲۴ — رخسار تو را لاله و گل بار که داد؟
- شمارهٔ ۲۸ — ای سرو روان و بارِ آن سرو، قمر
- شمارهٔ ۲۹ — سیمین بر تو سنگ بپوشد به سمور
- شمارهٔ ۳۰ — آمد برِ من، که؟ یار، کی؟ وقتِ سحر
- شمارهٔ ۲۵ — چون باد بر آن زلف عبیری گیرد
- شمارهٔ ۳۱ — ای شب نکنی اینهمه پرخاش که دوش
- شمارهٔ ۲۶ — تا در دو جهان قضای معبود بُوَد
- شمارهٔ ۲۷ — شاه حبش است زلفت ای بدر منیر
- شمارهٔ ۳۲ — چون بگشایی به خنده آن چشمهٔ نوش
- شمارهٔ ۳۷ — خوشخو دارم به کار، بدخو چه کنم؟
- شمارهٔ ۳۶ — گفتم: صنما پیشهٔ تو؟ گفت: ستم
- شمارهٔ ۳۹ — ای دل ز وصال تو نشانی دارم
- شمارهٔ ۳۳ — خورشید خراسان و خدیو زابل
- شمارهٔ ۳۴ — هم غالیهزلفینی و هم سیماندام
- شمارهٔ ۳۸ — بفروختمت سزد به جان بازخرم
- شمارهٔ ۳۵ — سه چیز ببرد از سه چیز تو وصال
- شمارهٔ ۴۰ — شبها چو ز روز وصل او یاد کنم
- شمارهٔ ۴۶ — من صورت تو به دیده اندر دارم
- شمارهٔ ۴۵ — گفتم که چه نامی ای پسر؟ گفتا: غم
- شمارهٔ ۴۷ — باید که تو اینقَدَر بدانی بهیقین
- شمارهٔ ۴۳ — راز تو ز بیم خصم پنهان دارم
- شمارهٔ ۴۱ — بر آتش هجر عمری ار بنشینم
- شمارهٔ ۴۲ — ای دل چو به غمهای جهان درمانم
- شمارهٔ ۴۴ — گفتم که چرا چو ابر خونبارانم
- شمارهٔ ۴۸ — دیدار به دل فروخت نفروخت گران
- شمارهٔ ۵۰ — در عشق تو پای کس ندارد جز من
- شمارهٔ ۵۳ — ای تیره شده آب بجوی تو ز تو
- شمارهٔ ۴۹ — سیب و گل و سیم دارد آن دلبر من
- شمارهٔ ۵۵ — با روز رخ تو گرچه ای دوست چو ماه
- شمارهٔ ۵۱ — بگرفت سر زلف تو رنگ از دل تو
- شمارهٔ ۵۴ — وز دست همی در گذرد کارم ازو
- شمارهٔ ۵۶ — آیا که مرا تو دستگیری یا نه
- شمارهٔ ۵۲ — آمد به سمرقند شه از رغم عدو
- شمارهٔ ۵۷ — چون مهره بروی تخته نردیم همه
- شمارهٔ ۵۸ — گفتم چشمم کرد بزلف تو نگاه
- شمارهٔ ۶۰ — منگر تو بدو تا نشود دلت از راه
- شمارهٔ ۵۹ — از چهره و حسنشان همی تابد ماه
- شمارهٔ ۶۱ — ای ماه به روی لاله رنگ آمده ای
- شمارهٔ ۶۴ — گر زلف تو سال و ماه لرزان بودی
- شمارهٔ ۶۳ — رخ پاکتر از ضمیر صادق داری
- شمارهٔ ۶۲ — ای روی تو چشم حسن را بینایی
- شمارهٔ ۶۸ — بر لاله ز مشگ زلف را گاه زدی
- شمارهٔ ۶۹ — چون بر پائی بسرو سیمین مانی
- شمارهٔ ۷۱ — بر زلف مگر تهمت ناحق داری
- شمارهٔ ۷۰ — بر شست دو زلف حلقه بست آوردی
- شمارهٔ ۶۷ — شمشاد قد و نوش لب و عاج بری
- شمارهٔ ۶۵ — خوبی ز رخِ تو برگرفته است پری
- شمارهٔ ۷۲ — اندر شکنِ زلف، مرا بشکستی
- شمارهٔ ۶۶ — ای کاش من آن دو زلف عنبر برمی
- شمارهٔ ۷۵ — ای رخ نه رخی ، که لالۀ سیرابی
- شمارهٔ ۷۶ — گر زلف ترا رخ تو منزل نشدی
- شمارهٔ ۷۳ — بر چهرۀ خوبت آفرین کرده کسی
- شمارهٔ ۷۷ — از حور بتی چون تو نزاید پسری
- شمارهٔ ۷۴ — فریاد کنم زان سر زلف تو بسی