قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۴۵۷ — چو باد صبح گذشتم به گرد هر چمنی
- شمارهٔ ۴۶۰ — به دل نمیگذری، تا کجا گذر داری
- شمارهٔ ۴۵۹ — چون سراپا همه را هست به سوداش سری
- شمارهٔ ۴۵۸ — هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی
- شمارهٔ ۴ — کی رسد هرگز گزند از چشم بد، خوب مرا
- شمارهٔ ۲ — عنان به دست شتاب است تا درنگ ترا
- شمارهٔ ۱ — ملامتگو چه میگردد ز پی مجنون شیدا را؟
- شمارهٔ ۳ — آنکه کرد از داغ دل، روشن چراغ لاله را
- شمارهٔ ۱۰ — باز دل پایبند دام کسیست
- شمارهٔ ۱۱ — بی غم چه گویمت که دلم چون در آتش است
- شمارهٔ ۵ — مانع گریه نشد چشم مرا دیدن تو
- شمارهٔ ۷ — همدرد زلیخا شده یعقوب وگرنه
- شمارهٔ ۱۲ — حسرت کشیم و آه دمادم متاع ماست
- شمارهٔ ۸ — مست آن بزمم که خون دل شراب ناب اوست
- شمارهٔ ۹ — تا اشک تو بر عارض پرنور فرو ریخت
- شمارهٔ ۶ — غم عشق تو در هر جا که محکم میکند پا را
- شمارهٔ ۱۵ — از جوش دلم دیده پر از پاره خون است
- شمارهٔ ۱۶ — افروختی ز باده و رنگ بتان شکست
- شمارهٔ ۱۷ — چشم من چارست تا جانانهای پیدا شود
- شمارهٔ ۱۳ — منم که خون جگر، لالهزار باغ من است
- شمارهٔ ۱۹ — نه اشک است این که هر ساعت ز چشم من فرو ریزد
- شمارهٔ ۱۸ — به بزم، چهره ز می برفروختن دارد
- شمارهٔ ۱۴ — در دلم مهر تو بهر دگری جا گذاشت
- شمارهٔ ۲۰ — دلم را صبحدم آواز نی دیوانه میسازد