قدسی مشهدی
زندگینامهٔ قدسی مشهدی
حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی میکرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده است. قدسی در سال ۱۰۵۶ هجری قمری درگذشت و در آرامگاه شاعران کشمیر دفن شد. دیوان قدسی مشهدی به همت آقای امیرحسین موسوی در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
آثار قدسی مشهدی
شعرهای قدسی مشهدی
- شمارهٔ ۴۱۱ — مباش غره به عهد قدیم و یار کهن
- شمارهٔ ۴۱۳ — توان غم تو ز جان خراب دزدیدن
- شمارهٔ ۴۱۲ — شرط بود کفر و دین، هر دو به هم داشتن
- شمارهٔ ۴۱۴ — بیا ای عشق، ننگ عافیت از سرم وا کن
- شمارهٔ ۴۰۹ — ..............................
- شمارهٔ ۴۱۵ — در کوه و دشت، پهن شود تا نشان من
- شمارهٔ ۴۱۶ — سینه پیش غم جانانه چه خواهد بودن
- شمارهٔ ۴۱۰ — حیرانم از افسردگی، در کار و بار خویشتن
- شمارهٔ ۴۱۸ — چرخ چون کشتی رود بر روی آب از چشم من
- شمارهٔ ۴۲۰ — من نمیگویم به چشمم نه قدم، یا بر زمین
- شمارهٔ ۴۲۳ — جان چیست کش فدا نکنم از برای تو؟
- شمارهٔ ۴۲۲ — مردم ز تیرگی، نفسی بینقاب شو
- شمارهٔ ۴۱۷ — تا به کی چون ماه در مشکین نقاب افروختن
- شمارهٔ ۴۱۹ — خموش میکند دلیر تماشای ماه من
- شمارهٔ ۴۲۱ — میشود هر دم پریشان زلف بر رخسار او
- شمارهٔ ۴۲۴ — فتنهای هر لحظه برمیخیزد از مژگان تو
- شمارهٔ ۴۲۵ — ..............................
- شمارهٔ ۴۲۶ — به دل غمی چو نداری، به سینه داغ منه
- شمارهٔ ۴۲۸ — در سینه دل غمین فتاده
- شمارهٔ ۴۲۷ — خوی تو در جفا شکسته
- شمارهٔ ۴۲۹ — عاشقی، بر بستر آسودگی پهلو منه
- شمارهٔ ۴۳۲ — کشتهای اول به نازم، باز خندان گشتهای
- شمارهٔ ۴۳۱ — از تو دلها همه ناشاد و تو هم شاد نهای
- شمارهٔ ۴۳۰ — شاد باش ای دل که خود را خوب رسوا کردهای