کلیم
زندگینامهٔ کلیم
ابوطالب کلیم همدانی یا کلیم کاشانی (زاده به سال ۹۹۰ هجری قمری در همدان، درگذشته به سال ۱۰۶۱ هجری قمری در کشمیر) شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری است. اصل وى از همدان بود و از این جهت در تذکرهها از او با نام کلیم همدانی نیز یاد شده اما چون بیشتر در کاشان اقامت داشت به کلیم کاشانى معروف است. وی پس از تحصیل در کاشان و شیراز در زمان پادشاهی جهانگیر گورکانی به دکن هند رفت و تحت ملازمت شاهنواز خان خواجه سعدالدین عنایت اللَّه شیرازى، وکیل السلطنهٔ ابراهیم عادلشاه ثانى بیجاپورى قرار گرفت و در مدح او شعر گفت. وى در سال ۱۰۲۸ هجری قمری، بعد از فوت شاهنواز خان به وطن بازگشت و بعد از دو سال اقامت در وطن دوباره به هندوستان رفت و با میرجملهٔ شهرستانى متخلص به روح الامین، معاشر شد و در مدح او نیز قصایدى غرا سرود. سپس نزد پادشاه وقت گورکانی شاه جهان تقرب یافت و از جانب او به لقب ملک الشعرایى نایل آمد و مدتى به همراه شاه جهان به کشمیر رفت. کلیم کاشانی در کشمیر درگذشت و در کنار قبر محمدقلى سلیم به خاک سپرده شد.
آثار کلیم
شعرهای کلیم
- غزل شمارهٔ ۲۸۹ — هر زمان بر روی کارم رنگ دیگرگون شود
- غزل شمارهٔ ۲۹۱ — نه ز می هرجا تنکظرفی که برد از پا فتاد
- غزل شمارهٔ ۲۹۰ — دست مشاطه اگر زلف ترا تاب دهد
- غزل شمارهٔ ۲۹۳ — غبار کوی تو گر توتیای دیده شود
- غزل شمارهٔ ۲۹۲ — هر زخم که خدنگ تو زیب نشان شود
- غزل شمارهٔ ۲۹۴ — ای که تو دلتنگی، از گریه دلت وامیشود
- غزل شمارهٔ ۲۹۵ — خط چون سپاه حسنِ تو را صف شکن شود
- غزل شمارهٔ ۲۹۷ — بلب از شوق پابوس تو جان ناتوان آمد
- غزل شمارهٔ ۲۹۹ — مرنج از کس که هر محنت که آید زآسمان آید
- غزل شمارهٔ ۲۹۸ — با آن رخ شکفته چون عزم گلستان کرد
- غزل شمارهٔ ۳۰۰ — چشم بدمست تو چون عربده بنیاد کند
- غزل شمارهٔ ۳۰۳ — گرم آسوده دوران می گذارد
- غزل شمارهٔ ۳۰۲ — ایدل ز نخل ناله و آهت ثمر چه شد
- غزل شمارهٔ ۳۰۴ — گر بتحریر ستم نامه هجران آید
- غزل شمارهٔ ۳۰۱ — به دور دیده مژگان از دو سو لخت جگر دارد
- غزل شمارهٔ ۳۱۰ — بسکه حرف قامتت ورد دل دیوانه شد
- غزل شمارهٔ ۳۱۲ — گاه اندیشه ای از روز جزا باید کرد
- غزل شمارهٔ ۳۰۶ — بر لبم همچو جرس خنده فغان میگردد
- غزل شمارهٔ ۳۰۹ — چو جرس کار دل ار ناله و فریاد بود
- غزل شمارهٔ ۳۰۸ — به دست صد غم اگر بیدلان اسیر شوند
- غزل شمارهٔ ۳۰۵ — حدیثت نامه را تعویذ جان شد
- غزل شمارهٔ ۳۰۷ — خیال چشم تو در خاطرم گذر نکند
- غزل شمارهٔ ۳۱۱ — دارد اگر صفائی دل از شراب دارد
- غزل شمارهٔ ۳۱۹ — زپایم دهر خاری برنیاورد