سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۵۰۵ — از پریشانی نه سرگردان چو کاکل میشوم
- شمارهٔ ۵۱۱ — ناخورده شراب ناب مستیم
- شمارهٔ ۵۰۷ — نی چو اهل دور ما هم ناسپاس افتاده ایم
- شمارهٔ ۵۰۹ — عزلت گزیده ایم به عزت رسیده ایم
- شمارهٔ ۵۰۶ — گر کمر زرین و یا زر در کمر بربسته ایم
- شمارهٔ ۵۰۸ — عالم تمام یک نظر است و ندیده ایم
- شمارهٔ ۵۱۲ — خرقه پوشانیم ما در قید عالم نیستیم
- شمارهٔ ۵۱۰ — اول چو داغ بر سر دردی رسیده ایم
- شمارهٔ ۵۱۵ — خیرالامور اوسط اولاد آدمیم
- شمارهٔ ۵۱۸ — به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
- شمارهٔ ۵۱۴ — گاه روباه گهی شیر و گهی خرگوشیم
- شمارهٔ ۵۲۰ — چگونه کس کند آرام در سرای جهان
- شمارهٔ ۵۱۷ — منم نادان تو دانایی چه گویم
- شمارهٔ ۵۱۳ — خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
- شمارهٔ ۵۱۶ — ما به کوی یار نالان می رویم
- شمارهٔ ۵۱۹ — چه سرها از یقین شد گوی در میدان درویشان
- شمارهٔ ۵۲۵ — آخرت منظور اگر باشد ز دنیا آمدن
- شمارهٔ ۵۲۶ — چو به درد خوی کردی به دوا توان رسیدن
- شمارهٔ ۵۲۱ — بیفتی گر ز پا در راه دل سر میتوان گشتن
- شمارهٔ ۵۲۷ — بیا به وادی بیداد تخت و چادر زن
- شمارهٔ ۵۲۸ — شده شرمسار به دوران تو پیمانهٔ حسن
- شمارهٔ ۵۲۳ — کجا رسد به تو گل در ادای دل بردن
- شمارهٔ ۵۲۴ — به آن سرو سهیقد یاد صهبا میتوان کردن
- شمارهٔ ۵۲۲ — ندیده صاحب معنی به روزگار سخن