سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۴۳۴ — بسکه دلگیرم ز چین گوشهٔ ابروی خلق
- شمارهٔ ۴۴۰ — عافیت را جامه گر بردوش ما افتاده تنگ
- شمارهٔ ۴۳۸ — منتظر جمال او انس و اجنه و ملک
- شمارهٔ ۴۳۹ — برکنید ای بت پرستان از ته دل دل ز سنگ
- شمارهٔ ۴۳۳ — تا نگذری ز سر نروی از قفای عشق
- شمارهٔ ۴۳۷ — کو [دلی] کز ستم چرخ نباشد غمناک
- شمارهٔ ۴۳۶ — بی حجابانه برآورده سر از دامن خاک
- شمارهٔ ۴۳۵ — دانی چه بود بادهٔ گلگون ز رگ تاک
- شمارهٔ ۴۴۷ — گر شوی واقف تو ای بی حاصل از اسرار دل
- شمارهٔ ۴۴۸ — نگهش خاطر آگاه نماند در دل
- شمارهٔ ۴۴۵ — از آن زمان که غم او گرفته جای خیال
- شمارهٔ ۴۴۶ — بگذاشتم چو مهر نشانی ز دود دل
- شمارهٔ ۴۴۱ — عکس رخسارهٔ معشوق نماید در سنگ
- شمارهٔ ۴۴۳ — بیت معموری که نامش تن نهاده ذوالجلال
- شمارهٔ ۴۴۲ — ز چنگ و عود شنیدم به گوش حال نه قال
- شمارهٔ ۴۴۴ — اهل عرفان را نباشد فکر سبز و زرد و آل
- شمارهٔ ۴۵۱ — شد شبنم بی مهر روان بر ورق گل
- شمارهٔ ۴۵۴ — به جمال تو بود دیدهٔ بینا مشغول
- شمارهٔ ۴۵۶ — گذشتم از می و از صاف و درد و شیشه و جام
- شمارهٔ ۴۵۲ — ریزد خزان به خاک چو برگ و نوای گل
- شمارهٔ ۴۵۵ — رزق و روزی را خدا چون گشته از اول کفیل
- شمارهٔ ۴۴۹ — کس را چه آگهی است ز فکر متین دل
- شمارهٔ ۴۵۳ — تشبیه تا به رنگ تو کردند روی گل
- شمارهٔ ۴۵۰ — دارد بت نازک دلم صد جان به قربان در بغل