بابافغانی شیرازی
درگذشته ۹۲۵ هجری قمری، شیراز
زندگینامهٔ بابافغانی
بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی میدانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگساری توبه کرد و در مشهد ساکن شد. بابا فغانی در ۹۲۵ هجری قمری درگذشت. اواخر زندگی او مقارن با سلطنت شاه اسماعیل صفوی بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار بابافغانی
شعرهای بابافغانی
- شمارهٔ ۴۱۲ — شب آن بدمهر را با غیر چون یکرنگ میدیدم
- شمارهٔ ۴۱۱ — امشب چراغ دل بحضور تو سوختم
- شمارهٔ ۴۱۳ — متاب آن رخ ز من یک دم که در کوی تو میآیم
- شمارهٔ ۴۱۶ — اسیر لطف و گرفتار خشم و ناز توام
- شمارهٔ ۴۰۹ — ما رند خراباتی و معشوق پرستیم
- شمارهٔ ۴۱۵ — مبین، که تاب نگاه تو آفتاب ندارم
- شمارهٔ ۴۱۴ — چندانکه رفته ام بچمن گل ندیده ام
- شمارهٔ ۴۱۰ — خوش آن مستی که چون بر آستان او جبین مالم
- شمارهٔ ۴۲۳ — ما سینه را ز جور تو غافل شکافتیم
- شمارهٔ ۴۲۴ — شب آه و ناله از دل غمناک می زدم
- شمارهٔ ۴۱۷ — جدا زان ماهر و امشب به دل دردی عجب دارم
- شمارهٔ ۴۱۹ — آه کز هجر تو شبها باده خون دانستهام
- شمارهٔ ۴۲۱ — رفتیم و هر چه بود بعالم گذاشتیم
- شمارهٔ ۴۲۲ — بیا که پیش تو ای سرو گلعذار بمیرم
- شمارهٔ ۴۱۸ — گرچه طور رندی و بدنامی از حد میبرم
- شمارهٔ ۴۲۰ — ما نقد جان بگوشه ی میخانه برده ایم
- شمارهٔ ۴۲۷ — جدا از آن شاخ گل صد داغ حسرت زین چمن بردم
- شمارهٔ ۴۲۹ — روز نوروزست و دل درد تو دارد سوز هم
- شمارهٔ ۴۳۲ — مدام از آتشی آشفته حالم
- شمارهٔ ۴۲۶ — ز شوق آنکه خواند نامهام را آنچنان شادم
- شمارهٔ ۴۳۱ — کی بود ای گل که تنگت در دل شیدا کشم
- شمارهٔ ۴۲۵ — هر دم آرایش آن عارض چون گل کشدم
- شمارهٔ ۴۲۸ — غمت خوردم که روزی با تو چون گل همنفس باشم
- شمارهٔ ۴۳۰ — هر زمان با خود خیال آن رخ گلگون کنم