جامی
زاده ۸۱۷ – درگذشته ۸۹۸ هجری قمری، خرجرد جام
زندگینامهٔ جامی
نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفات کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام «هفت اورنگ» است.
آثار جامی
شعرهای جامی
- شمارهٔ ۱۷۷ — نه همین وقت مرا عشق مشوش دارد
- شمارهٔ ۱۷۸ — نسیم باده به جان مژده حیات دهد
- شمارهٔ ۱۷۹ — هر که بینم که پس زانوی غم آه کشد
- شمارهٔ ۱۸۱ — به هر خانه کان نازنین می نماید
- شمارهٔ ۱۸۰ — دم به دم خونم ز دیده بر گریبان میچکد
- شمارهٔ ۱۷۶ — به آن بالا و رخ بر هر زمین کان نازنین پوید
- شمارهٔ ۱۷۵ — عارف که سخن به راه گوید
- شمارهٔ ۱۸۲ — ازان با کوه غم فرهاد دست اندر کمر دارد
- شمارهٔ ۱۸۴ — اگر از عشق همراهی نباشد
- شمارهٔ ۱۹۰ — هر مست که می به دست گیرد
- شمارهٔ ۱۸۳ — دل نه خرم، سبزه و گل در نظر خرم چه سود
- شمارهٔ ۱۸۵ — میشوم زنده ز سرکان نازنینم میکشد
- شمارهٔ ۱۸۶ — خط مشکین کز رخ آن نازنین سر برزند
- شمارهٔ ۱۸۸ — بی تو جان زندگی نمی خواهد
- شمارهٔ ۱۸۹ — بوی آن آشنا که می آرد
- شمارهٔ ۱۸۷ — دل من راه دینداران ره میخانه میداند
- شمارهٔ ۱۹۳ — به بزم وصل ما و من نگنجد
- شمارهٔ ۱۹۱ — دور ازان لب اشک من سرخ است و چشم تر سفید
- شمارهٔ ۱۹۲ — تا صبا طره شبرنگ تو را برهم زد
- شمارهٔ ۱۹۴ — ساقی ما دوش باما در سر انصاف بود
- شمارهٔ ۱۹۵ — یار رفت و خیربادی هم نکرد
- شمارهٔ ۱۹۶ — شد دلم دیوانه وقت آمد که تدبیرش کنند
- شمارهٔ ۱۹۷ — چنین که حسن تو عرض جمال غیب کند
- شمارهٔ ۱۹۸ — دمبدم دیده که خون می ریزد