جامی
زاده ۸۱۷ – درگذشته ۸۹۸ هجری قمری، خرجرد جام
زندگینامهٔ جامی
نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفات کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام «هفت اورنگ» است.
آثار جامی
شعرهای جامی
- شمارهٔ ۲۵۲ — ز ره ملغز چو پرسم تو را به رسم لغز
- شمارهٔ ۲۴۷ — زهی نور تو از هر ذره ظاهر
- شمارهٔ ۲۴۸ — تو نور مطلقی و دیگران مجالی نور
- شمارهٔ ۲۵۴ — عمر بگذشت و رخت سیر ندیدم هرگز
- شمارهٔ ۲۴۹ — کار من آمد به جان از یار دور
- شمارهٔ ۲۵۱ — نشستی دور ازین مشتاق مهجور
- شمارهٔ ۲۵۳ — با جگر سوختگان یار نبودی هرگز
- شمارهٔ ۲۵۰ — مکن در کشتنم زین بیش تقصیر
- شمارهٔ ۲۵۶ — خالیست ازان رشک پری خانه ام امروز
- شمارهٔ ۲۵۷ — از شوق تو شوریست عجب در سرم امروز
- شمارهٔ ۲۵۸ — لله الحمد آن جان و جهان آمد باز
- شمارهٔ ۲۶۰ — صوفی از زنگ سوی آیینه دل بتراش
- شمارهٔ ۲۶۱ — برکنار طاس گردون زد هلال انگشت دوش
- شمارهٔ ۲۵۹ — نبود عروس ملک سزای کنار و بوس
- شمارهٔ ۲۵۵ — چون بامداد بینمت ای ماه دلفروز
- شمارهٔ ۲۶۲ — مه اشترسوار من که شد رخش فلک پستش
- شمارهٔ ۲۶۹ — ای دل متاع جان به لب لعل یار بخش
- شمارهٔ ۲۷۰ — ای کرده ز حال من فراموش
- شمارهٔ ۲۶۳ — خاکیست زر که رنگ دهد پرتو خورش
- شمارهٔ ۲۶۸ — دادی ز لطف خوی مرا با وصال خویش
- شمارهٔ ۲۶۵ — نازک اندامی که هست آسیب تن پیراهنش
- شمارهٔ ۲۶۷ — جان و دل پیوند کن با یار بی مانند خویش
- شمارهٔ ۲۶۶ — آن که بر خیل بتان ساخت خدا پادشهش
- شمارهٔ ۲۶۴ — کمانداری که در قتلم بود تعجیل تأخیرش