جامی
زاده ۸۱۷ – درگذشته ۸۹۸ هجری قمری، خرجرد جام
زندگینامهٔ جامی
نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفات کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام «هفت اورنگ» است.
آثار جامی
شعرهای جامی
- شمارهٔ ۱۱۴ — ای واضح و الضحی جبینت
- شمارهٔ ۱۱۸ — لاله قدح باده و گل شاهد رعناست
- شمارهٔ ۱۱۶ — مرا چو قبله نگردد به عیدگه رویت
- شمارهٔ ۱۱۷ — قربان شدن به تیغ جفای تو عید ماست
- شمارهٔ ۱۱۹ — عاشق تو شهید تیغ بلاست
- شمارهٔ ۱۲۰ — تو را صباحت ترک و فصاحت عرب است
- شمارهٔ ۱۱۵ — صد شاخ گل تازه نشاندم به هوایت
- شمارهٔ ۱۱۳ — تو حور جنتی اما ز چشم فتانت
- شمارهٔ ۱۲۱ — این چه رخسار و چه خط وین چه لب است
- شمارهٔ ۱۲۶ — تارک درویش تارک فارغ از تاج زر است
- شمارهٔ ۱۲۷ — منشور دولتی که ز عشقم میسر است
- شمارهٔ ۱۲۲ — وادی عشق که جز تشنه در او نایاب است
- شمارهٔ ۱۲۸ — یار رفت از دیده لیکن روز و شب در خاطر است
- شمارهٔ ۱۲۳ — ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
- شمارهٔ ۱۲۴ — خطت گرد لب آن مشکین نبات است
- شمارهٔ ۱۲۵ — ابروی خوشت که ماه عید است
- شمارهٔ ۱۳۰ — مرا کار از غم عشق تو زار است
- شمارهٔ ۱۲۹ — بگذر از توبه و تقوی که همه پندار است
- شمارهٔ ۱۳۲ — قدم به طرف چمن نه که سبزه نوخیز است
- شمارهٔ ۱۳۵ — در صورت تو سر جمالی که مجمل است
- شمارهٔ ۱۳۳ — باز در بزم غمت نعره نوشانوش است
- شمارهٔ ۱۳۶ — خیال خال لبت تخم مزرع امل است
- شمارهٔ ۱۳۱ — بیا که روی تو خورشیدِ عالمافروز است
- شمارهٔ ۱۳۴ — مقیم کوی تو را فسحت حرم تنگ است