جویای تبریزی
درگذشته ۱۱۱۸ هجری قمری، جاموی کشمیر
زندگینامهٔ جویای تبریزی
میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهرههای نامدار در سبک هندی است. او از مهمترین شاگردان صائب تبریزی به شمار میآید. او خود در هند شاگردان زیادی را تربیت کرد که از آن جمله عبدالعلی طالع، عبدالعزیز قبول و ملا ساطع را میتوان نام برد. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار جویای تبریزی
شعرهای جویای تبریزی
- شمارهٔ ۳۱۸ — در مشربی که مسلک و منزل برابر است
- شمارهٔ ۳۱۷ — تا کمان ابروش از چرب نرمی دلکش است
- شمارهٔ ۳۲۰ — نیست چشم همتم برابر نیسان چون صدف
- شمارهٔ ۳۱۶ — محفل صهباپرستان بی نوای ساز نیست
- شمارهٔ ۳۱۴ — پیش اهل دل دهان خنده زخم تن بس است
- شمارهٔ ۳۱۵ — جنس آسایش متاع کشور بیگانگی است
- شمارهٔ ۳۱۹ — آسوده دلی که بی قرار است
- شمارهٔ ۳۱۳ — بر آفتاب عارض او خال مشکبوست
- شمارهٔ ۳۲۳ — آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است
- شمارهٔ ۳۲۴ — تویی که موج می ناب ارغوان لب تست
- شمارهٔ ۳۲۶ — بی لب لعلش کباب در نمک خوابیده است
- شمارهٔ ۳۲۷ — تب و تاب جگر از شعله رخسارهٔ اوست
- شمارهٔ ۳۲۵ — شاهد اقبال در آغوش رندان خفته است
- شمارهٔ ۳۲۲ — نخل را باد خزان تنها نه عریان کرد و رفت
- شمارهٔ ۳۲۱ — تا کام خواهش از می بی غش گرفته است
- شمارهٔ ۳۲۸ — چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
- شمارهٔ ۳۳۵ — بیخود صهبای حیرت باش می نوشی بس است
- شمارهٔ ۳۳۶ — از موج چین، جبین هر آن کس که ساده است
- شمارهٔ ۳۳۰ — برخاک آنچه از مژهٔ ما چکیده است
- شمارهٔ ۳۲۹ — حسن رخسار تو موقوف شراب ناب نیست
- شمارهٔ ۳۳۲ — زاهد از دنیا پی تحصیل سیم و زر گذشت
- شمارهٔ ۳۳۱ — از لقای مه تسلی دیدهٔ مهجور نیست
- شمارهٔ ۳۳۳ — خلوت تن از فروغ جوهر جان روشن است
- شمارهٔ ۳۳۴ — لعل میگون تو تا غارتگر هوش من است