سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۲۶۹ — صدای خستگان جان و دل اندوهگین سوزد
- شمارهٔ ۲۷۱ — مکن باور که نفس از جا ز سستی برنمیخیزد
- شمارهٔ ۲۷۲ — مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
- شمارهٔ ۲۶۵ — چون ز خون عاشق آن رخساره گل، مل میخورد
- شمارهٔ ۲۶۷ — رخش روزی که طعن رنگ با لعل بدخشان زد
- شمارهٔ ۲۷۰ — اگر تو را هوس آیینه دار برخیزد
- شمارهٔ ۲۶۸ — همت چو دست گیرد رطل گران توان زد
- شمارهٔ ۲۶۶ — فیض از کوچهٔ معشوقه هوا می گیرد
- شمارهٔ ۲۸۰ — اگر آن مه برآید صبح صادق، شام من باشد
- شمارهٔ ۲۷۳ — تا چون نیم به لب، لب جانان نمیرسد
- شمارهٔ ۲۷۷ — به ناز دل ز تو بردن خوش است خوش باشد
- شمارهٔ ۲۷۴ — خوش آن روزی که سر در راه آن ناآشنا باشد
- شمارهٔ ۲۷۶ — شوم دیوانه اش مجنون به من گر همسفر باشد
- شمارهٔ ۲۷۵ — رخ زرد عشقبازان چمن و بهار باشد
- شمارهٔ ۲۷۸ — مروت های گردون جور و احسانش ستم باشد
- شمارهٔ ۲۷۹ — مانند کوی جانان کوی دگر نباشد
- شمارهٔ ۲۸۱ — هر آن تنی که گرفتار پیرهن باشد
- شمارهٔ ۲۸۴ — گر مطلب تو جنگ است صلح و صفا چه باشد
- شمارهٔ ۲۸۳ — سیلی که در این راه گذر داشته باشد
- شمارهٔ ۲۸۵ — کسی گرد کوی تو گردیده باشد
- شمارهٔ ۲۸۷ — دل ها به یاد صحبت مستان کباب شد
- شمارهٔ ۲۸۶ — به رو تو را چو خط مشکبار پیدا شد
- شمارهٔ ۲۸۲ — می تلخ و چمن پرگل، ساقی نمکین باشد
- شمارهٔ ۲۸۸ — نقاش طرح صورت آن را چسان کشد