سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۲۱۹ — خوشا دلی که چو آیینه جلوگاه تو گردد
- شمارهٔ ۲۲۰ — زمین از اشک سرگردان من گرداب میگردد
- شمارهٔ ۲۲۲ — چو از نور تجلی ساغری سرشار میگردد
- شمارهٔ ۲۲۴ — ز راه عشقبازی این دل شیدا نمیگردد
- شمارهٔ ۲۲۱ — ز بس بر سر خیال آن گل رخسار میگردد
- شمارهٔ ۲۱۷ — نگریم بعد از این ترسم که دل خون جگر گردد
- شمارهٔ ۲۲۳ — چه شور است این که بر گرد سر مخمور میگردد
- شمارهٔ ۲۱۸ — عارف چو جهان سرکش مغرور نگردد
- شمارهٔ ۲۲۷ — نه خوی از جبههٔ آن دلبر مغرور می بارد
- شمارهٔ ۲۳۰ — ساغر از گردش ادوار چه پروا دارد
- شمارهٔ ۲۲۶ — که طرف از این فلک فتنه بار می بندد
- شمارهٔ ۲۲۸ — زبان بستهٔ ما صوت بی صدا دارد
- شمارهٔ ۲۲۹ — به هر وادی که آبادی است آن وادی جفا دارد
- شمارهٔ ۲۲۵ — در نظربازی من یار نهان می گردد
- شمارهٔ ۲۳۱ — کسی ز سر میانش کجا خبر دارد
- شمارهٔ ۲۳۲ — در این وادی که معموری نه دیوار و نه در دارد
- شمارهٔ ۲۳۳ — کی دیدهٔ تر دارد سوزی که جگر دارد؟
- شمارهٔ ۲۳۷ — به هنگام دعا زاهد نظر بر آسمان دارد
- شمارهٔ ۲۳۴ — عاشق از خود چو رود عزت دیگر دارد
- شمارهٔ ۲۳۵ — من از تخمین خاطر گفتمش چون مو کمر دارد
- شمارهٔ ۲۳۹ — طفل است یار و چشمش با ما نظر ندارد
- شمارهٔ ۲۳۶ — چه شور است این که دل از دست آن نامهربان دارد
- شمارهٔ ۲۳۸ — مگر خبر ز دل خسته آن نگار ندارد
- شمارهٔ ۲۴۰ — عالم ز خرابی سر تدبیر ندارد