سعیدا
زندگینامهٔ سعیدا
سعید نقشبندی یزدی، متخلّص به «سعید» و «سعیدا»، از شاعران یزدیتبار سبک هندی یا اصفهانی قرن یازدهم هجری و معاصر شاه سلیمان صفوی (۱۰۷۷-۱۱۰۵ ه.ق ) است که تاریخ دقیق تولد و وفات او در منابع نیامده است. او از زادگاه خود به اصفهان مهاجرت و در آن شهر سکونت کرد. سعیدا پیرو مذهب ابوحنیفه و طریقت عرفانی نقشبندیه بوده و برای گذران زندگی نیز به نقشبندی و شَعربافی که از مشاغل آن زمان بوده اشتغال داشته است. او خود را ریزهخوار خوان جامی، نظامی، سنایی و عطّار دانسته، ارادتی خاص به خواجهٔ شیراز می ورزید و با صائب تبریزی، مراوده و دوستی داشت. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار سعیدا
شعرهای سعیدا
- شمارهٔ ۳۸۹ — پر کن از خون جام، صهبا گر نباشد گو مباش
- شمارهٔ ۳۹۰ — چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش
- شمارهٔ ۳۸۵ — خورشیدوشی در به دری را چه کند کس
- شمارهٔ ۳۹۲ — ما را به آن نگاه کرامت شعار بخش
- شمارهٔ ۳۸۶ — چشمی که گهربار نباشد چه کند کس
- شمارهٔ ۳۸۸ — سبزهٔ خط گو دمید آشفته چون سنبل مباش
- شمارهٔ ۳۸۷ — ساقیا در گرد کن جام پیاپی زود باش
- شمارهٔ ۳۹۱ — آسوده شو از سود و مبرا ز زیان باش
- شمارهٔ ۳۹۴ — اگر چون خضر میبخشند جان را بر شهیدانش
- شمارهٔ ۳۹۶ — دارم بتی که کار نظر نیست دیدنش
- شمارهٔ ۳۹۳ — چرا پر است ز عالم، دل خریدارش
- شمارهٔ ۳۹۵ — من و آن قامت شوخی که در هنگام جولانش
- شمارهٔ ۳۹۷ — یک قامت بلند به هر می کشیدنش
- شمارهٔ ۴۰۰ — اگر به دست من افتد دوباره ساغر عیش
- شمارهٔ ۳۹۹ — یار ما بنمود رو شد در حجاب از پرتوش
- شمارهٔ ۳۹۸ — خط سبزی تماشا کردم از رخسار گلگونش
- شمارهٔ ۴۰۸ — من به چشم و رخ آن سرو روانم مخلص
- شمارهٔ ۴۰۱ — هر دم روم ز هوش و کنم خیر باد خویش
- شمارهٔ ۴۰۷ — کدام تن که بود از خیال سر خالص
- شمارهٔ ۴۰۳ — [دیدم تو را و رفتم] یک باره از بر خویش
- شمارهٔ ۴۰۴ — بریدهام ز دو عالم به ارهٔ اخلاص
- شمارهٔ ۴۰۵ — کو چنان حالی که سازد از چنین حالم خلاص
- شمارهٔ ۴۰۲ — برداشتیم چو نظر از اعتبار خویش
- شمارهٔ ۴۰۶ — من دیده ام آن را که مکانی نیست مشخص