ترکی شیرازی
درگذشته ۱۳۳۰ هجری قمری
زندگینامهٔ ترکی شیرازی
آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.
آثار ترکی شیرازی
شعرهای ترکی شیرازی
- شمارهٔ ۲۹ - حلقهٔ رکاب — رویت ای صنم! ماه نخشب است
- شمارهٔ ۲۵ - دیدهٔ دریایی — ساقی چه می ایی بود که در ساغر من ریخت
- شمارهٔ ۲۷ - حلقهٔ چشم — قسم جانا! به جان دوستانت
- شمارهٔ ۲۸ - خورشید منیر — مستی اگر از شرب نبید است و شراب است
- شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دست — جانا! مکش به زلف چو مشک تتار، دست
- شمارهٔ ۲۶ - درای کاروان — لب لعلت، مرا آرام جان است
- شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبر — باز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است
- شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبار — قدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است
- شمارهٔ ۳۸ - مشک ختن — ای که دلم سوی توست! کعبهٔ من کوی توست
- شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزه — حوری صنمی، به کیش زرتشت
- شمارهٔ ۳۹ - زلف گره گیر — باز دیوانه شدم من، غل و زنجیر کجاست؟
- شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصل — از من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب است
- شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاه — آنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است
- شمارهٔ ۳۷ - گل بیخار — چون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست
- شمارهٔ ۳۳ - هزار انگشت — اگر زنی به دل زخمم ای نگار، انگشت
- شمارهٔ ۳۵ - دل می طپد — ای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت
- شمارهٔ ۴۱ - شرط دوستی — روز نخست، دل به تو دادم عبث عبث
- شمارهٔ ۴۵ - گل سرخ — ای عارض زیبای تو همرنگ گل سرخ!
- شمارهٔ ۴۴ - شب تا به صبح — در فراقت ای بت سیمین برم، شب تا به صبح
- شمارهٔ ۴۷ - جای دلبر — باشد به سرم هوای دلبر
- شمارهٔ ۴۶ - قامت دلجو — ای باد! اگر روی، به سر کوی دلبرم
- شمارهٔ ۴۲ - طلعت آفتاب — ای قدت راست تر، ز شاخهٔ ساج!
- شمارهٔ ۴۳ - صفای صبح — جان زنده می شود ز دم جان فزای صبح
- شمارهٔ ۴۸ - نخل نیکی — تا کی؟ ای دل! تو گرفتار جهان خواهی شد