فرخی یزدی
زاده ۱۳۰۷ – درگذشته ۱۳۵۸ هجری قمری، یزد
زندگینامهٔ فرخی یزدی
میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.
آثار فرخی یزدی
شعرهای فرخی یزدی
- شمارهٔ ۵۲ — روزگاریست که در دشت جنون خانه ماست
- شمارهٔ ۵۴ — قمری چو من مدیح تو سرو چمن نگفت
- شمارهٔ ۵۱ — هیچ چیزی نیست کاندر قبضه اشراف نیست
- شمارهٔ ۵۳ — مرگ هم در شبِ هجران به من ارزانی نیست
- شمارهٔ ۵۶ — از ره داد ز بیدادگران باید کشت
- شمارهٔ ۵۵ — آن پابرهنه را که به دل حرص و آز نیست
- شمارهٔ ۴۹ — گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من است
- شمارهٔ ۵۰ — غم نیست که با اهل جفا مهر و وفا داشت
- شمارهٔ ۶۰ — آنکه آتش برفروزد آه دل افروز ماست
- شمارهٔ ۶۲ — پیشِ عاقل بیتَخَصُّص گر عمل معقول نیست
- شمارهٔ ۵۹ — روزگاریست که در دشت جنون خانه ماست
- شمارهٔ ۶۱ — دوش از مهر به من آن مه محبوب گذشت
- شمارهٔ ۶۳ — غیر خون آبروی توده زحمتکش نیست
- شمارهٔ ۵۸ — کینه دشمن مرا گفتی چرا در سینه نیست؟
- شمارهٔ ۶۴ — زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
- شمارهٔ ۵۷ — از دست تو کس همچو من بیسروپا نیست
- شمارهٔ ۷۱ — «خیزید ز بیدادگران داد بگیرید
- شمارهٔ ۶۶ - در انتقاد از دولت وثوقالدوله — آن دست دوستی که در اول نگار داد
- شمارهٔ ۶۹ — ای دودهٔ طهمورث، دل یکدله باید کرد
- شمارهٔ ۷۲ — ز انقلابی سخت جاری سیل خون باید نمود
- شمارهٔ ۶۷ — این ستمکاران که میخواهند سلطانی کنند
- شمارهٔ ۶۵ — چمن از لاله چو بنهاد به سر افسر سرخ
- شمارهٔ ۶۸ - در زندان قصر (گویا این غزل موجب قتل فرخی گردیده) — باید این دور اگر عالی و گردون باشد
- شمارهٔ ۷۰ - در زندان قصر — به زندان قفس مرغ دلم چون شاد میگردد