جامی
زاده ۸۱۷ – درگذشته ۸۹۸ هجری قمری، خرجرد جام
زندگینامهٔ جامی
نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفات کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام «هفت اورنگ» است.
آثار جامی
شعرهای جامی
- شمارهٔ ۴۰۸ — حقه لعل تو از جوهر جان ساختهاند
- شمارهٔ ۴۰۱ — می رسد باد صبا وز یار یادم می دهد
- شمارهٔ ۴۰۳ — جز سر کویش من آواره را مسکن مباد
- شمارهٔ ۴۰۲ — گفتم از تو بر دلم هر دم کم از صد غم مباد
- شمارهٔ ۴۰۶ — چون سوار آن خسرو خوبان به راهی بگذرد
- شمارهٔ ۴۰۵ — صبح ما از تو به غم شام به ماتم گذرد
- شمارهٔ ۴۰۷ — تا تو را شکلی بدینسان ساختند
- شمارهٔ ۴۰۴ — هر که خواهد سوی آن شوخ ستمگر گذرد
- شمارهٔ ۴۱۳ — بس که چشمان تو خون اهل عالم ریختند
- شمارهٔ ۴۱۲ — وقت آن شد کز فلک زرین حمایل بگسلند
- شمارهٔ ۴۱۴ — آن کیست که شهری همه دیوانه اویند
- شمارهٔ ۴۰۹ — چه خجسته صبحدمی کزان گل نورسم خبری رسد
- شمارهٔ ۴۱۰ — خاست هر سو فتنه گویی فتنه جوی من رسید
- شمارهٔ ۴۱۱ — قدسیان کین پرده های سبز گردون بسته اند
- شمارهٔ ۴۱۵ — بساط زرکش شاهی چه نقش ما دارد
- شمارهٔ ۴۱۶ — به وقت گل چو بی تو آرزوی گلشنم گیرد
- شمارهٔ ۴۲۰ — ای آرزوی جان دهن از گفت و گو مبند
- شمارهٔ ۴۱۸ — وقت گل زان گونه کز گل سبزه تر میدمد
- شمارهٔ ۴۱۹ — اشکم از دیده چو بی آن رخ گلگون بچکد
- شمارهٔ ۴۲۱ — عاشق به سینه بهر تو پیکان فرو خورد
- شمارهٔ ۴۲۲ — این همه خون از لب لعل تو دل چون می خورد
- شمارهٔ ۴۲۴ — هر شب ز غمت بس که دلم زار بنالد
- شمارهٔ ۴۱۷ — کسی کش نیست طاقت کز قبا پیراهنت بیند
- شمارهٔ ۴۲۳ — چو نی از ناله بیشم قصه هجران فرو ریزد