جامی
زاده ۸۱۷ – درگذشته ۸۹۸ هجری قمری، خرجرد جام
زندگینامهٔ جامی
نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خاص داشت. او در محرم ۸۹۸ هجری قمری وفات کرد و در هرات با احترام فراوان به خاک سپرده شد. از جامی بیش از چهل اثر و تألیف سودمند و گرانبها به جای مانده است. معروفترین آثار او عبارت از هفت مثنوی به نام «هفت اورنگ» است.
آثار جامی
شعرهای جامی
- شمارهٔ ۴۲۸ — ماه نو بر شکل جام آمد نماز شام عید
- شمارهٔ ۴۲۹ — شبم چون دل ز تاب تب بسوزد
- شمارهٔ ۴۳۱ — هیچ نقلم به دهان چون دهنت نیست لذیذ
- شمارهٔ ۴۳۰ — چون به شرح غم تو خامه نهم بر کاغذ
- شمارهٔ ۴۳۲ — حلقه زر تا به گوشت جای کرد ای سیمبر
- شمارهٔ ۴۲۶ — عید است و چون گل هر کسی خندان به روی یار خود
- شمارهٔ ۴۲۵ — سرو من در سایهٔ سنبل سمن میپرورد
- شمارهٔ ۴۲۷ — خیز ساقی کز فروغ صبح شد خاور سفید
- شمارهٔ ۴۴۰ — ابشروا اذ لاح من نجد مقامات السرور
- شمارهٔ ۴۳۴ — به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر
- شمارهٔ ۴۳۳ — ز رشک قدت ای سرو سمنبر
- شمارهٔ ۴۳۵ — روزه چون می داری ای شیرین پسر
- شمارهٔ ۴۳۷ — شد مه عید از شفق چون جام زر باز آشکار
- شمارهٔ ۴۳۶ — کند گل چون رخت خود را تصور
- شمارهٔ ۴۳۹ — گل خوش است و عید خوش وز هر دو خوشتر وصل یار
- شمارهٔ ۴۳۸ — بر کنار دجله دور از یار و مهجور از دیار
- شمارهٔ ۴۴۵ — عاشقم بی دلم غریب و اسیر
- شمارهٔ ۴۴۴ — گرچه طفلی و هنوزت شکر آلوده شیر
- شمارهٔ ۴۴۶ — شد به زلفش دل شکسته اسیر
- شمارهٔ ۴۴۷ — عید است و دارد هر کسی عزم تماشای دگر
- شمارهٔ ۴۴۱ — الله الله ز کجا می رسد آن غیرت حور
- شمارهٔ ۴۴۸ — ای ز مشکین طره ات بر هر دلی بند دگر
- شمارهٔ ۴۴۲ — خطی ست بر گل رویت ز مشک تر مسطور
- شمارهٔ ۴۴۳ — زد سحر طایر قدس ز سر سدره صفیر