ترکی شیرازی
درگذشته ۱۳۳۰ هجری قمری
زندگینامهٔ ترکی شیرازی
آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.
آثار ترکی شیرازی
شعرهای ترکی شیرازی
- شمارهٔ ۱۱ - بادهٔ ناب — تا کی ای بخت خفتهٔ «ترکی»!
- شمارهٔ ۱۲ - تاب عشق — افتاده است از نظرم ماه و آفتاب
- شمارهٔ ۱۳ - تیر شباب — نوجوانی به شخص پیری گفت
- شمارهٔ ۱۴ - جاذب خلق — ترکیا! تا زر و سیمت به کف است
- شمارهٔ ۱۵ - بالش زر — روزش چو شب است و شب، شب اول قبر
- شمارهٔ ۱۸ - غلام طالع — گر به صنعت عدیل داودی
- شمارهٔ ۱۶ - بخت خفته — چها که می کشم از دست بخت خفتهٔ خویش
- شمارهٔ ۱۷ - محراب دعا — آفتاب از شرم رویش رخ کند پنهان به ابر
- شمارهٔ ۲۴ - نخل غفلت — ای که مستی ز بادهٔ دولت
- شمارهٔ ۲۶ - در حقیقت — هر که غالب گشت عقل وی به نفس
- شمارهٔ ۲۵ - خون دل — ای که خواهان راحتی به جهان
- شمارهٔ ۲۱ - تارک الصلاه مباش — نصیحتی کنمت ای پسر ز من بشنو!
- شمارهٔ ۲۰ - علامت عشق — عاشقان را بود علامت عشق
- شمارهٔ ۲۳ - خجسته کتاب — هزار شکر که شد ختم این خجسته کتاب
- شمارهٔ ۲۲ - رحمت حق — وقت آن شد که بلرزیم چو بید از سرما
- شمارهٔ ۱۹ - زر و سیم — سخنی گویمت ز من بشنو
- شمارهٔ ۳۰ - درد بی علاج — گرچه از دردها در این عالم
- شمارهٔ ۳۱ - ندهد سود — هر که را دختری ست در خانه
- شمارهٔ ۳۲ - بانگ فریاد — دختری روی همچو ماهی داشت
- شمارهٔ ۳۳ - غم زمانه — ای که گویی غم زمانه مخور
- شمارهٔ ۲۷ - تیغ تیز — به روزگار از این درد صعب تر نبود
- شمارهٔ ۳۴ - عاشق — حال عاشق، ز من چه می پرسی
- شمارهٔ ۲۸ - عجوزهٔ دنیا — چه خواهی از دل من، ای عجوزهٔ دنیا!
- شمارهٔ ۲۹ - چراغ — در جهان هر که با تو کرد بدی