ابوالحسن فراهانی
درگذشته ۱۰۴۰ هجری قمری
زندگینامهٔ ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان امامقلی خان در آمد و کارش بالا گرفت. ولی آخرالامر بدگویان دربارهاش سعایت کردند و به بهانهٔ حرکتی نامناسب به فرمان امامقلی خان به قتل رسید. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار ابوالحسن فراهانی
شعرهای ابوالحسن فراهانی
- شمارهٔ ۴۲ — خوب نبود آشنایی با بدان خوب مرا
- شمارهٔ ۴۴ — دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب
- شمارهٔ ۴۵ — تو نخل حسنی و جز ناز و فتنه بار تو نیست
- شمارهٔ ۴۰ — زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای
- شمارهٔ ۳۸ — لب زخون ترکرده ام تلخ ست می در کام من
- شمارهٔ ۴۱ — خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی
- شمارهٔ ۴۳ — باز عشقش تازه کرد از نو دل افسرده را
- شمارهٔ ۳۹ — باز ای دل تازه در کوی بتی جا کردهای
- شمارهٔ ۵۰ — در حشر گر از زلف تو بویی بمن آید
- شمارهٔ ۴۸ — از تحملهای من بر من تغافل میکند
- شمارهٔ ۴۹ — نگویم حال خود از حال من گو بیخبر باشد
- شمارهٔ ۵۳ — عمریست که دل راه به دلدار ندارد
- شمارهٔ ۵۲ — چون خون خورم بناله، میلم زیاده باشد
- شمارهٔ ۵۱ — دوش چشم ساغر سرشار و خونم باده بود
- شمارهٔ ۴۶ — دل ها اسیر کرد و گره بر جبین نزد
- شمارهٔ ۴۷ — ای که در هجرت شکیبایی ز دلها میرود
- شمارهٔ ۵۶ — بیتو من هرجا که یک ساعت نشیمن کردهام
- شمارهٔ ۵۸ — باز خوش اسباب رسوایی مهیا کردهای
- شمارهٔ ۵۷ — ای دل من و آزادی ازین زمزمه بس کن
- شمارهٔ ۵۹ — شادکی گردم اگر درد دلم گوش کنی
- شمارهٔ ۵۴ — بس که بر دیوار و در هر لحظه افتد عکس داغ
- شمارهٔ ۵۵ — رخت چون دیوانگان صحرا به صحرا میکشم
- شمارهٔ ۶۰ — گرفتارم میان چین زلف و چین ابرویی
- شمارهٔ ۱ — ای خضر بیابان کلام حکما