بلند اقبال
زاده ۱۲۴۵ – درگذشته ۱۳۱۸ هجری قمری، شیراز
زندگینامهٔ بلند اقبال
میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشتهاند. به گواهی تذکرهها «از اعیان محلهٔ سنگ سیاه بوده، تحصیل مراتب کمالیه نموده و مقدمات علمیه را آموخته» و بر متفرعات علوم و ریاضی و رمل و اعداد احاطهٔ کامل داشته، نوشتههای یونانی، عبری و سریانی را هم میشناخته و خطوط نستعلیق و شکسته و نسخ را به زیبایی رقم زده است. دیوان اشعار وی شامل حدود هجدههزار بیت است. به نقل از شعاعالملک از معاصران وی «رباعی را از انواع شعر شیرینتر میگفت». آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار بلند اقبال
شعرهای بلند اقبال
- شمارهٔ ۱۷۲ — کس نظر بررخ جانان نکند
- شمارهٔ ۱۷۵ — هر ناله ای که بربط وطنبور می کند
- شمارهٔ ۱۶۹ — دست بر گیسو چودلبر می زند
- شمارهٔ ۱۷۶ — دل را اسیر زلف گروه گیر می کند
- شمارهٔ ۱۷۰ — ترک من مست چوشد طرف کله بر شکند
- شمارهٔ ۱۷۴ — بسکه درزلفت دل من ذکر یا رب میکند
- شمارهٔ ۱۷۱ — از خدا خواهم که چو من عاشق زارت کند
- شمارهٔ ۱۷۳ — با زلفت از بوهمسری چون مشک تاتاری کند
- شمارهٔ ۱۷۸ — زلف توگه سرکشی و گاه پستی می کند
- شمارهٔ ۱۸۱ — ای دو زلفت پر خم وچین چون کمند
- شمارهٔ ۱۸۰ — جلوه به پیش قامتت سرو چمن نمی کند
- شمارهٔ ۱۸۲ — غم ندارم در ره یار آنچه آزارم کنند
- شمارهٔ ۱۷۹ — با سر زلف تو بربط گفتگوئی می کند
- شمارهٔ ۱۸۳ — بدبخت هر که بی هنر وبی ادب بود
- شمارهٔ ۱۸۴ — آتشی کز هجر یوسف در دل یعقوب بود
- شمارهٔ ۱۷۷ — هیچ میدانی که هجرانت چه با من میکند
- شمارهٔ ۱۸۶ — هرکه را دیدم به دیدار رخت مشتاق بود
- شمارهٔ ۱۸۵ — اگر از نقطه موهوم نشان خواهدبود
- شمارهٔ ۱۸۸ — از غم رویش مبین کز گریه چشمم نم بود
- شمارهٔ ۱۸۷ — من پی دلبر و او را بر دل منزل بود
- شمارهٔ ۱۸۹ — من نه آن مستم که باک از شحنه وشاهم بود
- شمارهٔ ۱۹۱ — دل زخمدار و طره او مشکبو بود
- شمارهٔ ۱۹۰ — گفتم که دلا دلبر ما از چه غمین بود
- شمارهٔ ۱۹۲ — روشنی کف موسی همه ازروی تو بود