ابن حسام خوسفی
زاده ۷۸۲ – درگذشته ۸۷۵ هجری قمری، خوسف
زندگینامهٔ ابن حسام خوسفی
مولانا محمد بن حسامالدین حسن بن شمسالدین محمد خوسفی شناخته شده به اِبنِ حِسام شاعر ایرانی زاده شده به سال ۷۸۲ یا ۷۸۳ هجری در روستای خوسف در منطقه قُهستان و در گذشته به سال ۸۷۵ هجری است. خاندان او تا نُه پشت اهل فضل و علم و ارشاد بودهاند؛ و نیای او شمسالدین زاهد، به پارسایی و عبادت معروف بودهاست. وی به گفته دولتشاه سمرقندی «از دهقنت نان حلال حاصل کردی و گاو بستی و صباح که به صحرا رفتی تا شام اشعار خود را بر دستهبیل نوشتی». آرامگاه وی در شهر خوسف از توابع بیرجند امروزی بر بلندای یک تپه و در کنار رودی و در میان دشت باصفایی واقع است. دیوان او شامل اشعاری در قالبهای قصیده، ترجیعبند، مسمط و ترکیببند است. از آثار او میتوان به دیوان اشعار، خاوراننامه، رساله نثراللآلی، دلایل النبوة و نسبنامه اشاره کرد. او در قصیده از انوری، ظهیر فاریابی، خاقانی شروانی و سلمان ساوجی تأثیر گرفتهاست. از مهمترین آثار او خاوراننامه است که به تقلید از شاهنامه فردوسی سروده شدهاست. ابن حسام حلقهای از حلقات ادبیات شیعی خراسان است و برخی دیگر از حلقهها سلیمی تونی (م ۸۵۴) و آذری اسفراینی و لطفالله نیشابوری (م ۸۱۲) هستند. دیوان ابن حسام خوسفی توسط احمد احمدی بیرجندی تصحیح و منتشر شدهاست. (منبع: دیوان ابن حسام خوسفی نسخه سالک و احمدی بیرجندی) از آثار ابن حسام خوسفی، غزلیات و رباعیات او به همت آقای محمد ملکشاهی (و همکاری آقای احمد گلندی و سرکار خانم محدثه خاکسار در تایپ اشعار) تایپ شده و در گنجور در دسترس علاقمندان ادبیات قرار گرفته است.
آثار ابن حسام خوسفی
شعرهای ابن حسام خوسفی
- غزل شمارهٔ ۵۱ — به جرعه ای که ز جام جهان نما بخشند
- غزل شمارهٔ ۵۲ — مگر چو دردکشان جام بی ریا بخشند
- غزل شمارهٔ ۵۳ — نگار من همه آیین دلبری دارد
- غزل شمارهٔ ۴۹ — بشکفت بر چمن گل عذرا عذار سرخ
- غزل شمارهٔ ۵۰ — لبت یاقوت گوهر پوش دارد
- غزل شمارهٔ ۵۶ — گل به فصل بهار می خندد
- غزل شمارهٔ ۵۴ — مرا زمانه زخاک درت جدا مکناد
- غزل شمارهٔ ۵۵ — بیا بیا که در این خطهٔ خرابآباد
- غزل شمارهٔ ۵۷ — غمی دارم که وا گفتن نشاید
- غزل شمارهٔ ۶۴ — آنها که طرف روز به گیسو گرفتهاند
- غزل شمارهٔ ۶۰ — ان را که مهر روی تو در دل نیافتند
- غزل شمارهٔ ۵۸ — با خال تو گر مشک به دعوی بنشیند
- غزل شمارهٔ ۶۳ — دل اگر رود ز حریم کوی تو ای صنم به کجارود؟
- غزل شمارهٔ ۶۱ — خرم تر از رخت به چمن گل نیافتند
- غزل شمارهٔ ۵۹ — باحسن تو مه در صف دعوی ننشیند
- غزل شمارهٔ ۶۲ — تا قامت چو سرو تو بالا کشیدهاند
- غزل شمارهٔ ۶۶ — جان را همیشه بر سر کوی توراه باد
- غزل شمارهٔ ۶۸ — مرا هوای تو هرگز زسر به در نرود
- غزل شمارهٔ ۶۹ — چشم تو تیر غمزه چو اندر کمان نهاد
- غزل شمارهٔ ۶۵ — شب عیش است و ساقی با شراب ناب میآید
- غزل شمارهٔ ۷۱ — هرشب از طوفان چشم آب از سرما بگذرد
- غزل شمارهٔ ۶۷ — هلال عید کزین طاق زرنگار برآید
- غزل شمارهٔ ۷۰ — رخت نمونه ی صورت نگار چین باشد
- غزل شمارهٔ ۷۲ — چون عارض تو سنبل مشکین برآورد