بابافغانی شیرازی
درگذشته ۹۲۵ هجری قمری، شیراز
زندگینامهٔ بابافغانی
بابا فغانی شیرازی از آخرین شاعران سبک عراقی در سدهٔ نهم هجری بود که برخی او را از پیشگامان سبک هندی و به ویژه سبک وقوع در شعر فارسی میدانند. و در جوانی به هرات سفر کرد و به ملاقات جامی رسید. از طریق او با عرفان آشنا شد. پس از چندی به آذربایجان و سپس به خراسان و فسا رفت و در آخر در طوس ساکن شد. در سال آخر عمر از میگساری توبه کرد و در مشهد ساکن شد. بابا فغانی در ۹۲۵ هجری قمری درگذشت. اواخر زندگی او مقارن با سلطنت شاه اسماعیل صفوی بود. آثار وی از روی نسخهٔ آماده شده به همت مرکز تحقیقات رایانهای حوزه علمیه اصفهان در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار بابافغانی
شعرهای بابافغانی
- شمارهٔ ۲۴۲ — غباری کان گل از دامن به وقت رفتن افشاند
- شمارهٔ ۲۴۶ — گل آمد و بی یار نشستن که تواند
- شمارهٔ ۲۴۳ — از چه مجنون مرغ را بر فرق خود جا کرده بود
- شمارهٔ ۲۴۸ — بیخودی در عشقبازی باد و رسوایی مباد
- شمارهٔ ۲۴۱ — میخواره ی مرا لب خندان نگه کنید
- شمارهٔ ۲۴۴ — می خورده خنده بر من ناشاد می کند
- شمارهٔ ۲۴۵ — معلم چون به تعلیم خط از دستش قلم گیرد
- شمارهٔ ۲۴۷ — بیا که ساقی ما بی نقاب جلوه نمود
- شمارهٔ ۲۵۲ — چکند دل که بدوران غمت خون نخورد
- شمارهٔ ۲۵۱ — دل سوزان من از نکهت نوروز نگشاید
- شمارهٔ ۲۵۳ — در تن سوخته چندان که نفس میگنجد
- شمارهٔ ۲۵۰ — عید شد هر کس مه نو را مبارکباد کرد
- شمارهٔ ۲۵۴ — چون از می صبوحی رنگ رخش برآید
- شمارهٔ ۲۵۵ — دمی که بوی گل از باد نوبهار آید
- شمارهٔ ۲۵۶ — سر از نیاز من آنسرو سرفراز کشید
- شمارهٔ ۲۴۹ — لعلت ازمی خنده بر برگ گل سیراب زد
- شمارهٔ ۲۵۹ — جز جور و جفا پیشه ی محبوب نباشد
- شمارهٔ ۲۶۱ — کدام عید که حسن تو صد شهید ندارد
- شمارهٔ ۲۶۲ — چشمم دمی ز دیدن روی تو بس نکرد
- شمارهٔ ۲۵۷ — هرگز برخت سیر نگاهی نتوان کرد
- شمارهٔ ۲۶۰ — از توبه ی من دیر مغان بیت حزن شد
- شمارهٔ ۲۶۳ — آنچه من می کشم از عشق تو مجنون نکشید
- شمارهٔ ۲۶۴ — دلم روانشد و جان هم ره سفر گیرد
- شمارهٔ ۲۵۸ — ما را گلی از باغ تو چیدن نگذارند