کمال خجندی
زندگینامهٔ کمال خجندی
کمالالدین مسعود خُجندی معروف به شیخ کمال و کمال خجندی از عارفان و شاعران پارسیگوی قرن هشتم هجری بود. تولدش در خجند فرارود بود؛ اما پس از سفر حج در تبریز ساکن شد. شیخ کمال در خدمت سلطان حسین جلایر درآمد و در خانقاهی که سلطان برای او ساخته بود به سر میبرد. وی از شاعران بزرگ اواخر قرن هشتم است که مخصوصاً در غزل سرایی مهارت داشت. بسیاری او را پیوند دهنده ادب فارسی ایران با ادب فارسی تاجیکستان میدانند. دیوان او شامل غزلهای مطبوع زیاد و غالبا مقرون به ذوق عرفانی است. کمال خجندی معاصر حافظ بود وی در سال ۷۹۲ هجری قمری یا ۸۰۸ هجری قمری درگذشت. آرامگاه او در تبریز است. دیوان اشعار این شاعر نامدار توسط سید جابر موسوی در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار کمال خجندی
شعرهای کمال خجندی
- شمارهٔ ۴۵۹ — عاشقانت بسحرها که دعا می گویند
- شمارهٔ ۴۶۱ — عاشقان درد ترا دولت افزون خوانند
- شمارهٔ ۴۶۲ — عاشقان را جور و نازیار می باید کشید
- شمارهٔ ۴۵۷ — صبا ز دوست پیامی بسوی ما آورد
- شمارهٔ ۴۶۰ — عاشقان خط تو را مشک ختا میگویند
- شمارهٔ ۴۵۸ — صوفی از رندان بپوشد می که در خلوت بنوشد
- شمارهٔ ۴۶۳ — عاشقان روی ترا نور مصور خوانند
- شمارهٔ ۴۶۴ — عاشقان طالب و صاحب نظران در کارند
- شمارهٔ ۴۶۹ — عندلیبی می زند بر گل نوانی بشنوید
- شمارهٔ ۴۷۱ — غبار خاک در او چو در خیال آرید
- شمارهٔ ۴۷۰ — عید می آید و مردم مه نو میطلبند
- شمارهٔ ۴۶۵ — عاشقان قصه های نو شنوید
- شمارهٔ ۴۷۲ — غم عشقت دل ما را همیشه شاد میدارد
- شمارهٔ ۴۶۶ — عرفات عشق بازان سر کوی بار باشد
- شمارهٔ ۴۶۷ — عشق بر آتش بسوخت دفتر بود و نبود
- شمارهٔ ۴۶۸ — عکس رویت چون فتد در آب آب از خود رود
- شمارهٔ ۴۷۶ — قلم صحیفة شوق ار هزار باره نویسد
- شمارهٔ ۴۷۹ — کمترین کاری مراکز دیدهٔ گریان فتاد
- شمارهٔ ۴۷۷ — کدام ناز و تنعم به ذوق آن برسد
- شمارهٔ ۴۷۵ — قدح بدور لیت پر ز خون دلی دارد
- شمارهٔ ۴۷۴ — فرح به سینه پر غصه بی تو چون آید
- شمارهٔ ۴۸۰ — گدای کوی ترا پادشاه میخوانند
- شمارهٔ ۴۷۳ — غنچه از رشک دهان نو دهان گرد آورد
- شمارهٔ ۴۷۸ — کسی که درد تو خواهد دلش دوا چه کند