حکیم نزاری قهستانی
زاده ۶۴۵ – درگذشته ۷۲۱ هجری قمری، فوداج
زندگینامهٔ حکیم نزاری
حکیم سعد الدین پسر شمس الدین پسر محمد نِزاری فوداجی بیرجندی قُهستانی در سال ۶۴۵ هجری قمری در روستای فوداج بیرجند به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات مقدماتی خود در بیرجند و قاین، به مطالعه ادبیان و علوم متداول زمان خود در قهستان پرداخت. او از جوانی به دیوانی (=کار دولتی) روی آورد. در سال ۶۷۸ هجری قمری به آذربایجان، اران، گرجستان، ارمنستان و باکو رفت و پس از دو سال به قهستان بازگشت و به خدمت امرای خاندان کرت درآمد. اما معاندان وی، ملوک کرت را بر وی برانگیختند تا جایی که معزول شد و اموالش مصادره گشت. نزاری سالهای پایان عمر خود را به انزوا گذراند و به شغل کشاورزی پرداخت. در نام وی و پدرش در برخی منابع اختلاف وجود دارد. وی دارای ۳ فرزند پسر بود که یکی از آنها در عنفوان جوانی در گذشت. حکیم نزاری در سال ۷۲۱ قمری چشم از جهان بسته است. آرامگاه وی در بیرجند و در خیابانی که به نام و افتخار او نامگذاری شده، واقع است. بسیاری از شعرا و نویسندگان از آن جمله جامی، شاعر و عارف نامدار سده نهم برخی از اشعار حافظ را متأثر از اشعار حکیم نزاری میدانند و به عبارت دیگر معتقدند که حافظ از شیوه نزاری پیروی کرده است. نزاری هم عصر سعدی بوده است. در کتاب تاریخ آل یاسر مشهور به حسامی واعظ، ضمن بیان هم عصری حکیم نزاری با سعدی آمده است که این دو با هم در شیراز و بیرجند صحبت داشتهاند و شیخ یکی دو نوبت به عشق صحبت با او از شیراز به بیرجند آمده و ذکر او را در منظومات خود آورده است. از آثار او میتوان به دیوان اشعار،سفرنامه، ادب نامه، دستورنامه، مناظره شب و روز و ازهر و مزهر اشاره کرد. آثار حکیم نزاری قهستانی به همت جمعی از شاعران جوان بیرجند به سرپرستی و پیگیری آقای مصطفی علیزاده و با استفاده از «متن انتقادی دیوان حکیم نزاری قهستانی بر اساس ده نسخه: نه نسخه خطی معتبر کهنسال و متن ماشین شده رسالهٔ دکتری دکتر سید علیرضا مجتهدزاده؛ به جمع و تدوین و مقابله و تصحیح و تحشیه و تعلیق و دیباچه مظاهر مصفا؛ به نفقه و اهتمام محمود رفیعی. تهران، انتشارات علمی» در گنجور در دسترس علاقمندان قرار گرفته است. منظومههای مثنوی روز و شب و سفرنامه به همت آقای سید محمدرضا شهیم اضافه شده است.
آثار حکیم نزاری
شعرهای حکیم نزاری
- شمارهٔ ۱۰۸۳ — ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمده
- شمارهٔ ۱۰۸۲ — یار می باید که باشد چست و چالاک آمده
- شمارهٔ ۱۰۸۸ — ای من به وفای تو رسیده
- شمارهٔ ۱۰۸۴ — مسیح اگر به نفس کرد مردهای زنده
- شمارهٔ ۱۰۸۶ — ای ترکِ ما گرفته پیوندِ ما بریده
- شمارهٔ ۱۰۸۷ — یاد آن وقت که جانانهٔ ما ترسیده
- شمارهٔ ۱۰۸۵ — ای مرا هم چو دیده نادیده
- شمارهٔ ۱۰۸۱ — دوش بازم قاصدی از حضرت یار آمده
- شمارهٔ ۱۰۸۹ — عجب سرّیست مردان را درونِ سینه پوشیده
- شمارهٔ ۱۰۹۱ — به پای عشق درافتادهام دگرباره
- شمارهٔ ۱۰۹۰ — مگر وصال تو روزی شود دگرباره
- شمارهٔ ۱۰۹۳ — از برت میروم به ناچاره
- شمارهٔ ۱۰۹۴ — بیار از آن لبِ شیرینتر از شکر بوسه
- شمارهٔ ۱۰۹۲ — به دام عشق درآویختم دگرباره
- شمارهٔ ۱۰۹۵ — زین پیش اگر مجنون دیوانه بُد اکنون که
- شمارهٔ ۱۰۹۶ — ای رشک برده در باغ از عارض تو لاله
- شمارهٔ ۱۱۰۳ — تا قدم در ره مردان ننهی مردانه
- شمارهٔ ۱۱۰۲ — غریبا گر خبر داری ز خانه
- شمارهٔ ۱۰۹۸ — زهی از عنبر سارا نغوله
- شمارهٔ ۱۱۰۰ — گرانجانی مکن یارا مشو در خوابِ مستانه
- شمارهٔ ۱۱۰۴ — میان من و دوست چون شد یگانه
- شمارهٔ ۱۱۰۱ — مسلمانان دگرباره به کوی افتادم از خانه
- شمارهٔ ۱۰۹۷ — از نَفَس دوست شد مریمِ جان حامله
- شمارهٔ ۱۰۹۹ — غلام ساقیِ خویشم که از شرابِ شبانه