اوحدی مراغهای
زاده ۶۷۳ – درگذشته ۷۳۸ هجری قمری، مراغه
آثار اوحدی مراغهای
شعرهای اوحدی مراغهای
- غزل شمارهٔ ۱۵۵ — مرا حدیث غم یار من بباید گفت
- غزل شمارهٔ ۱۵۷ — زمانی خاطرم خوش کن به وصل روی گل رنگت
- غزل شمارهٔ ۱۵۹ — زهی! شب نسخهای از زلف و خالت
- غزل شمارهٔ ۱۵۸ — ای عید روزهداران ابروی چون هلالت
- غزل شمارهٔ ۱۵۶ — شبی به ترک سر خویشتن بخواهم گفت
- غزل شمارهٔ ۱۵۳ — عمر به پایان رسید، راه به پایان نرفت
- غزل شمارهٔ ۱۵۴ — سری که دید؟ که در پای دلستانی رفت
- غزل شمارهٔ ۱۵۲ — از پیش دیده رفتی و نقش از نظر نرفت
- غزل شمارهٔ ۱۶۵ — ای طیرهٔ شب طرهٔ خورشید پناهت
- غزل شمارهٔ ۱۶۷ — ای شب تیره فرع گیسیویت
- غزل شمارهٔ ۱۶۳ — گفته بودم با تو من: کان جا نباید رفتنت
- غزل شمارهٔ ۱۶۱ — ای سر تو پیوسته با جان، ز که پرسیمت؟
- غزل شمارهٔ ۱۶۲ — هر کسی را مینوازد لطف و خاطر جَستنت
- غزل شمارهٔ ۱۶۴ — ای ماه سر نهاده از مهر بر زمینت
- غزل شمارهٔ ۱۶۶ — بد میکنند مردم زان بیوفا حکایت
- غزل شمارهٔ ۱۶۰ — سرشک دیده دلیلست و رنگ چهره علامت
- غزل شمارهٔ ۱۷۲ — ز هجر او دل من هر زمان به دست غم افتد
- غزل شمارهٔ ۱۷۳ — چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتد
- غزل شمارهٔ ۱۷۴ — یاد تو ما را چو در خیال بگردد
- غزل شمارهٔ ۱۶۹ — روزم خجسته بود، که دیدم ز بامداد
- غزل شمارهٔ ۱۷۰ — باز بالای تو ما را در بلا خواهد نهاد
- غزل شمارهٔ ۱۷۱ — هیچ اربه صید دلها در زلف تابت افتد
- غزل شمارهٔ ۱۶۸ — بیا، که دیدن رویت مبارکست صباح
- غزل شمارهٔ ۱۷۵ — کجا شد ساربانش؟ تا دلم را تنگ در بندد