امیر پازواری
زندگینامهٔ امیر پازواری
امیر پازواری متخلص به امیر شاعر معاصر شاه عباس صفوی است که اشعارش همگی به زبان طبری یا لهجهٔ مازندرانی سروده شده است. وی که به گفتهٔ رضا قلی خان هدایت در تذکرهٔ ریاضالعارفین به امیر مازندرانی و نزد اعراب به شیخالعجم معروف است زادهٔ منطقهٔ پازوار در حومهٔ بابل مازندران امروزی است. بنا به گزارش دانشنامهٔ ایرانیکا امیر پازواری شخصیتی نیمهافسانهای است که گزارش منطقی و هماهنگی درباره او وجود ندارد. دیوان اشعار امیر پازواری از روی نسخهٔ گردآوری و ترجمه شدهٔ شادروان استاد محسن مجیدزاده (م.م. روجا) که به همت آقای سعید غلامی نتاج امیری، مؤسس و مدیرعامل سازمان مردمنهاد بنیاد امیر پازواری در این نشانی در دسترس قرار گرفته است به گنجور اضافه شده است. برگردان فارسی اشعار که توسط استاد گاهی به زبان شعر به آنها افزوده شده نیز از طریق همان منبع در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار امیر پازواری
شعرهای امیر پازواری
- شمارهٔ ۱۳۸ — اونمار (اونبار) که خدا ته چش و چیر بساته
- شمارهٔ ۱۴۲ — لام و جیم و کاف رهْ مُشتری بسیارهْ
- شمارهٔ ۱۴۳ — امیر گنه: عاشقمه یکی کیجاره
- شمارهٔ ۱۴۰ — اساتنه قد، سور، دیم دیمِ تیهوئه
- شمارهٔ ۱۴۴ — اونوختْ که خدا بنا کرده دنیاره
- شمارهٔ ۱۳۹ — کی دیه ورف سر گُلگون آتش بوئه؟
- شمارهٔ ۱۳۷ — بالا سوره، دیم شمسه، سوال سهیله
- شمارهٔ ۱۴۱ — نازکْ بدِنِهْ مه دوسْ، نباته لُوئه
- شمارهٔ ۱۴۷ — بنیادِ سخنْ، نوم خدا خجیره
- شمارهٔ ۱۴۶ — شیرین غمزه دوست سر کو خجیره
- شمارهٔ ۱۴۸ — امیر گنه که پایِ چنار خجیره
- شمارهٔ ۱۵۱ — خین شَمّهْ به شه دیده، مثال جوره
- شمارهٔ ۱۴۹ — سُورهْ جارْ، تنه وارنگِ بُو خجیره
- شمارهٔ ۱۵۰ — پرْچینْ بدیمه قُبّه گِل ریحونره
- شمارهٔ ۱۵۲ — تشْ دکَتْ منهْ دلْ صفتِ تَنُوره
- شمارهٔ ۱۴۵ — وَرْفِ لَختهْ وارنه، دوستْ گته ویهاره
- شمارهٔ ۱۵۶ — بسی دلْ بَورْدْ ته چشمِ جادوُونهْ
- شمارهٔ ۱۵۷ — سَرخِه گلْ، غنچهی تازه، خاله
- شمارهٔ ۱۵۹ — امیر گنه: مه دوستْ بدرهْ یا هلاله؟
- شمارهٔ ۱۵۳ — قرصِ مَه و کانِ صَدفْ یا بلوره؟
- شمارهٔ ۱۵۵ — امیر گنه: مه یارْ مُحکَمْ بی قصوره
- شمارهٔ ۱۵۸ — مه دوستْ به خجیری، بَدرهْ یا هلٰاله؟
- شمارهٔ ۱۶۰ — چی فتنوئه باته دْ نرگسْ انگیتهْ
- شمارهٔ ۱۵۴ — بدیمه اَمرُو مَسّهْ چشْ، چیره حوره