امیر پازواری
زندگینامهٔ امیر پازواری
امیر پازواری متخلص به امیر شاعر معاصر شاه عباس صفوی است که اشعارش همگی به زبان طبری یا لهجهٔ مازندرانی سروده شده است. وی که به گفتهٔ رضا قلی خان هدایت در تذکرهٔ ریاضالعارفین به امیر مازندرانی و نزد اعراب به شیخالعجم معروف است زادهٔ منطقهٔ پازوار در حومهٔ بابل مازندران امروزی است. بنا به گزارش دانشنامهٔ ایرانیکا امیر پازواری شخصیتی نیمهافسانهای است که گزارش منطقی و هماهنگی درباره او وجود ندارد. دیوان اشعار امیر پازواری از روی نسخهٔ گردآوری و ترجمه شدهٔ شادروان استاد محسن مجیدزاده (م.م. روجا) که به همت آقای سعید غلامی نتاج امیری، مؤسس و مدیرعامل سازمان مردمنهاد بنیاد امیر پازواری در این نشانی در دسترس قرار گرفته است به گنجور اضافه شده است. برگردان فارسی اشعار که توسط استاد گاهی به زبان شعر به آنها افزوده شده نیز از طریق همان منبع در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار امیر پازواری
شعرهای امیر پازواری
- شمارهٔ ۱۶۸ — سٰاتْ بکردهْ مه دوست مونندِ قیر چیه؟
- شمارهٔ ۱۶۱ — جایِ دْوَرقْ، مشکِ تتار بئیته
- شمارهٔ ۱۶۳ — نَخْچیرْ ته شکار دَرْاُونْ خنهْ که بییه
- شمارهٔ ۱۶۴ — امیر گنه: عاشق رهْ ملامت نییه
- شمارهٔ ۱۶۲ — اَمر دولتْ به تنه خنهْ تفاقْ بوییه
- شمارهٔ ۱۶۵ — الف به بالا مُونندِ ته قَتْ (قد) نییه
- شمارهٔ ۱۶۷ — ته گرگرِ سینه که چه خارچیه
- شمارهٔ ۱۶۶ — هزار و یکی نومِ که خداره بییه،
- شمارهٔ ۱۶۹ — یار دارمه یکی میون ونه قمچیه
- شمارهٔ ۱۷۱ — ایْ مَستهْ که دیمْ ره دَرْ اینگو دریچه
- شمارهٔ ۱۷۰ — دلْ دارمه یکی وشنْ وشنْ چچیه
- شمارهٔ ۱۷۲ — سالْ اونْ خشه که بَشْکفهْ نوبهارته
- شمارهٔ ۱۷۳ — صُبح اُونْ خشه، چشْ ره نظرْبو به رُوتهْ
- شمارهٔ ۱۷۴ — تا ملیجهْ پرْها کردْ مشکینْ خطهاتهْ
- شمارهٔ ۱۷۵ — اونوختْ که مرهْ شه خنه دوستْ انداته
- شمارهٔ ۱۷۶ — امیر گنه: منْ تیرْ بَخردْ ته چشمُونه
- شمارهٔ ۱۷۹ — امیر گنه: عاشقمهْ چشمِ کنارْته
- شمارهٔ ۱۷۸ — خشْ باختهْ شاهِ حَوشْ گوشهْ لارْته
- شمارهٔ ۱۸۰ — چی شاهی رُوزبیهْ که منْمَتمهْ همراتهْ
- شمارهٔ ۱۸۳ — بشنُوسْمهْ روزی گته یاری به یاره
- شمارهٔ ۱۸۲ — اینه که مُونسْ و غَمگُسارهْ یارْمه
- شمارهٔ ۱۸۱ — سین بِسْم اللهْ خَطِّ سَوادِ مُو، ته
- شمارهٔ ۱۸۴ — امیر گنه: حَیْرُونمه ته مونگه چیره
- شمارهٔ ۱۷۷ — زنجیرْ به زنجیرْ، چَمْ به چَمْ دارْنه مُوته