امیر پازواری
زندگینامهٔ امیر پازواری
امیر پازواری متخلص به امیر شاعر معاصر شاه عباس صفوی است که اشعارش همگی به زبان طبری یا لهجهٔ مازندرانی سروده شده است. وی که به گفتهٔ رضا قلی خان هدایت در تذکرهٔ ریاضالعارفین به امیر مازندرانی و نزد اعراب به شیخالعجم معروف است زادهٔ منطقهٔ پازوار در حومهٔ بابل مازندران امروزی است. بنا به گزارش دانشنامهٔ ایرانیکا امیر پازواری شخصیتی نیمهافسانهای است که گزارش منطقی و هماهنگی درباره او وجود ندارد. دیوان اشعار امیر پازواری از روی نسخهٔ گردآوری و ترجمه شدهٔ شادروان استاد محسن مجیدزاده (م.م. روجا) که به همت آقای سعید غلامی نتاج امیری، مؤسس و مدیرعامل سازمان مردمنهاد بنیاد امیر پازواری در این نشانی در دسترس قرار گرفته است به گنجور اضافه شده است. برگردان فارسی اشعار که توسط استاد گاهی به زبان شعر به آنها افزوده شده نیز از طریق همان منبع در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار امیر پازواری
شعرهای امیر پازواری
- شمارهٔ ۱۱۳ — استادْ بنهْ روزْ که من تَنْ ره گلْ گیتنْ
- شمارهٔ ۱۱۴ — ته چیرهْ بدی، خورْ به جهانْ و ریتنْ
- شمارهٔ ۱۱۵ — اونْ، مار (محل) که عین ره زیر دال کشیین،
- شمارهٔ ۱۱۶ — اَمیر گنه: تا تُخم خلق پاشنْدیین
- شمارهٔ ۱۱۷ — من دوّمه که عشق، خطّ جفا کشیین
- شمارهٔ ۱۲۰ — کیون بندگی، کین بیورد خنه واچین
- شمارهٔ ۱۱۹ — دونّی که چشِ سِرْمهْ، چی وَرهْ توشنْ
- شمارهٔ ۱۱۸ — شَمَرْ رهْ دیمهْ سوجنْ، فرعونْ و ریجنْ
- شمارهٔ ۱۲۴ — خُور طَبْعِشوُ بدر رَوّشُ و کیمیا خو!
- شمارهٔ ۱۲۵ — امیر گنهْ: کی دَوْسه مَهْ چشِ سو؟
- شمارهٔ ۱۲۷ — امیر گنه: کان نمک، آدمی خوا
- شمارهٔ ۱۲۸ — تا منه تن به جیر لحد نپاهو،
- شمارهٔ ۱۲۲ — بیچون گتْمهْ، بیچونْ گتمهْ، بیچون!
- شمارهٔ ۱۲۶ — خشْ بساته ته چیره ره داورهو
- شمارهٔ ۱۲۱ — دوست نامسلمون دارنه کافر دین
- شمارهٔ ۱۲۳ — تَرْسونْ، لَرْزونْ، ته مهرورزمْ، مه چشمِ سو!
- شمارهٔ ۱۳۲ — تا گردشِ افلاک و چرخِ دوّار بو،
- شمارهٔ ۱۳۳ — سی وار مره جنگ کردی، منه خونکار تو
- شمارهٔ ۱۳۴ — ویهار و ویهار و همه جا ویهاره
- شمارهٔ ۱۳۶ — امیر گنه: مه دلبر به سون حوره
- شمارهٔ ۱۳۵ — ته دولتْ خورْآسٰا، اسٰا تابَندوُئِهْ،
- شمارهٔ ۱۲۹ — یا رب که تنه دولت بمونّه،ای بو
- شمارهٔ ۱۳۰ — الهی تره شاه مردون به یار بو
- شمارهٔ ۱۳۱ — اندی که خُوره، تهْ دلْ به مهْ کنار بو!