امیر پازواری
زندگینامهٔ امیر پازواری
امیر پازواری متخلص به امیر شاعر معاصر شاه عباس صفوی است که اشعارش همگی به زبان طبری یا لهجهٔ مازندرانی سروده شده است. وی که به گفتهٔ رضا قلی خان هدایت در تذکرهٔ ریاضالعارفین به امیر مازندرانی و نزد اعراب به شیخالعجم معروف است زادهٔ منطقهٔ پازوار در حومهٔ بابل مازندران امروزی است. بنا به گزارش دانشنامهٔ ایرانیکا امیر پازواری شخصیتی نیمهافسانهای است که گزارش منطقی و هماهنگی درباره او وجود ندارد. دیوان اشعار امیر پازواری از روی نسخهٔ گردآوری و ترجمه شدهٔ شادروان استاد محسن مجیدزاده (م.م. روجا) که به همت آقای سعید غلامی نتاج امیری، مؤسس و مدیرعامل سازمان مردمنهاد بنیاد امیر پازواری در این نشانی در دسترس قرار گرفته است به گنجور اضافه شده است. برگردان فارسی اشعار که توسط استاد گاهی به زبان شعر به آنها افزوده شده نیز از طریق همان منبع در گنجور در دسترس قرار گرفته است.
آثار امیر پازواری
شعرهای امیر پازواری
- شمارهٔ ۱۸۷ — دلْ دارمه یکی، تیر بَخردْ بو هزاره
- شمارهٔ ۱۸۶ — مشکینْ کلاله که گِل سَرْوی داره
- شمارهٔ ۱۸۸ — سوایِ مه دوستْ، کَسْ نوم ره مه نَئیرهْ
- شمارهٔ ۱۸۹ — اَمْرو به سریٰ چیره بدیمه حوره
- شمارهٔ ۱۹۰ — ای دَخْنهْ آهو، وَرهْ رهْ وَرْ گیرهْ
- شمارهٔ ۱۹۱ — یا ربْ صد هزارْ عَید وُ اقبال و شاهی،
- شمارهٔ ۱۹۲ — فرشتهخویی، جانی، حوری سرشتی،
- شمارهٔ ۱۸۵ — امیر گنه: عاشقمه خجیره چیره
- شمارهٔ ۱۹۷ — امیر گنه: کمترین بندومهْ ته گر گُویی
- شمارهٔ ۱۹۸ — گلْ چیه که ته چیره مُونّه به بُویی؟
- شمارهٔ ۱۹۶ — نماشترهْ سَرْ بیهْ، رَنگ داشته شویی
- شمارهٔ ۱۹۹ — نَمجْ تُومهْ خُورْ که خورْ ترهْ نَتُویی
- شمارهٔ ۲۰۰ — گِلِ دَسْته! هروارْ که منه درْآیی
- شمارهٔ ۱۹۵ — گُلدستهْ به ظُلمٰاتْ همیشه شوبی
- شمارهٔ ۱۹۴ — تا که اینْ کِسْ خاطرْ مُشوّشْ بویی
- شمارهٔ ۱۹۳ — یارَبْ بَخری ته اُوی زندگونی
- شمارهٔ ۲۰۳ — یکی مَستهْ چشْ دیمه امروزْ چونْ آسی
- شمارهٔ ۲۰۴ — کمالِ عَلی تاجبخشِ حاتمِ طَیْ
- شمارهٔ ۲۰۷ — ها نَپرسنی حالْ ره مه دیر بسوتی
- شمارهٔ ۲۰۵ — دوستْ گلهْ وَلگْ سَرْ بوارسته بو، شی
- شمارهٔ ۲۰۶ — سامِ نیرمْ زال و رستم، کونه گودرز کَیْ؟
- شمارهٔ ۲۰۸ — نرگس دیمهْ سَرْمَستْ و مه جا قرین بی
- شمارهٔ ۲۰۱ — دلْ دارْمه یکی، دارْنه تنه هوایی
- شمارهٔ ۲۰۲ — گتمهْ که دمی دُوستْ ره نَوینمْ جایی