رباعیّات — دیوان اشعار جلال عضد
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۲ — بر دست یکی تیغ چو آب است مرا
- شمارهٔ ۴ — ای دوست! جهان دمی ست و آن دم هیچ است
- شمارهٔ ۶ — بر روی تو زلف را اقامت هوس است
- شمارهٔ ۳ — چشم تو که خواب عالمی بست به خواب
- شمارهٔ ۵ — گفتم: سر زلف تو بسی سرخورده است
- شمارهٔ ۷ — ای زلف تو یک کمند و بل پنجه شست
- شمارهٔ ۸ — تا چرخ فلک تیر و کمانت دیده ست
- شمارهٔ ۱ — ای کرده ز لطف و قهر تو صنع خدا
- شمارهٔ ۱۴ — گر از رخ مه زلف چو چوگان ببرد
- شمارهٔ ۱۳ — معبود همیشه در سفر یارت باد
- شمارهٔ ۱۶ — هم دست من تشنه به جامی برسید
- شمارهٔ ۱۵ — مه تاب ز روی چون خونت می گیرد
- شمارهٔ ۹ — گردن بنهاده ام به هر نرم و درشت
- شمارهٔ ۱۱ - محسن — امروز چو دست صبح دامن برداشت
- شمارهٔ ۱۰ — چون مهر پری ز خاتم جم برداشت
- شمارهٔ ۱۲ — افسوس که آن یار پسندیده برفت
- شمارهٔ ۱۹ — تا نادرۀ حسن رخت پیدا شد
- شمارهٔ ۲۰ — آنی که ابد ز عمر تو مایه کند
- شمارهٔ ۲۲ — جانا ز غم تو هیچ خوشتر نآید
- شمارهٔ ۱۷ — هر سرو که در بسیط عالم باشد
- شمارهٔ ۲۱ — هرکس که قرین من غمخوار شود
- شمارهٔ ۲۳ — خون از دل افگار برون می آید
- شمارهٔ ۱۸ — تا گردش نُه گنبد گردان باشد
- شمارهٔ ۲۴ — تا دیده کمانْ مهره ابروی تو دید
- شمارهٔ ۳۱ — دید در دشت مرده یکی شیر دلیر
- شمارهٔ ۳۲ — شد دهر خرف جوان نگیرد عیبش
- شمارهٔ ۲۶ — چون ابر گهرفشانی لعل تو دید
- شمارهٔ ۲۸ — امروز منم ز چرخ گردان بیزار
- شمارهٔ ۲۷ — خطّ تو مرا ز غم چو مو گردانید
- شمارهٔ ۳۰ — بگذشت به طرف چمن آن ماه سحر
- شمارهٔ ۲۵ — گویند که ماه روزه نزدیک رسید
- شمارهٔ ۲۹ — ای بارگهت ز چرخ گردان برتر
- شمارهٔ ۳۵ — اشکم ز دُر افکند بسی خوشه به خاک
- شمارهٔ ۳۶ — تا چرخْ صفت تو راست خندان لب لعل
- شمارهٔ ۳۷ — گویند که جمشید به کف داشت مدام
- شمارهٔ ۳۸ — دیشب که مراجعت فتاد از سفرم
- شمارهٔ ۴۰ — زد نرگس مست پرخمارش تیرم
- شمارهٔ ۳۹ — تا از جگر خصم کبابی نخورم
- شمارهٔ ۳۴ — چون بگشایی طرّۀ پیچیدۀ خویش
- شمارهٔ ۳۳ — زلف تو که شب رَوی ست دایم کارش
- شمارهٔ ۴۸ — ای در نظرم جهان سیاه از غم تو
- شمارهٔ ۴۲ — من با تو نیامدم که صحرا بینم
- شمارهٔ ۴۴ — پیوسته به داغ آن کمان ابرویم
- شمارهٔ ۴۳ — من گوهر تو به قیمتی کم ندهم
- شمارهٔ ۴۶ — شد دیده به عشق رهنمون دل من
- شمارهٔ ۴۷ — شاها! خصمت چو تیره شد اختر او
- شمارهٔ ۴۵ — نرگس بشد و ابر بَرو شد گریان
- شمارهٔ ۴۱ — هر شب مَی اشک خویشتن نوش کنم
- شمارهٔ ۴۹ — ای باد! حدیث من نهانش میگو
- شمارهٔ ۵۰ — ای لعل تو چاشنی به شکر داده
- شمارهٔ ۵۱ — آن کرّه که بد سبق ز گردون برده
- شمارهٔ ۵۲ — ای خواجه چو بر خود تو بدی نپسندی
- شمارهٔ ۵۴ — ای یافته بر صدر کرم تمکینی
- شمارهٔ ۵۳ — زد شمع جهان بر دل من دی ناری