جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی
زندگینامهٔ جمالالدین عبدالرزاق
جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار میرود. فرزند وی کمالالدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریابی و رشید وطواط مکاتبه و مشاعره میکرده است. او مداح حکمرانان سلجوقی و آل خُجند بود و در اصفهان میزیست.
آثار جمالالدین عبدالرزاق
شعرهای جمالالدین عبدالرزاق
- شمارهٔ ۹۲ - راست گوئی — مرد باید که راستگو باشد
- شمارهٔ ۹۰ - بنده نوازی — حقتعالی اندرین دنیای دون
- شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمت — بخدائی که فیض رحمت او
- شمارهٔ ۸۹ - شهر گنجه — چو شهر گنجه اندر کل آفاق
- شمارهٔ ۹۱ - مرگ — آه ازین دور چرخ و گوش افلاک
- شمارهٔ ۹۳ - غفلت — چند گویی که عیش نیست به کام
- شمارهٔ ۹۵ - تقاضای کاه — ای کریمی که هست گاه کرم
- شمارهٔ ۹۴ - فتلق سعددین — آفتاب مطلع اقبال قتلق سعد دین
- شمارهٔ ۹۸ - قهرمان شریعت — بخدای ار چهار بالش شرع
- شمارهٔ ۱۰۰ - بزرگی در اصل — هر که در اصلش بزرگی بوده است
- شمارهٔ ۱۰۱ - دو خواجه تاش — من بنده و اسب هر دو امروز
- شمارهٔ ۱۰۳ - خواجه غافل — خواجه را دیدی تو تا بنشست بر دیوان ملک
- شمارهٔ ۹۷ - انتظار — دخل عمرم خرج شد در انتظار
- شمارهٔ ۱۰۴ - سوزیان — خشمت آمد که من ترا گفتم
- شمارهٔ ۹۹ - عدل — خسروا عدل کن همیشه ازانک
- شمارهٔ ۱۰۲ - یخ بندی طبع — مرا ایزد تعالی خاطری داد
- شمارهٔ ۱۰۷ - نان به زر — گفتم چو بستهام کمرِ بندگیِ تو
- شمارهٔ ۱۰۸ - یکباره بکش — نه ترا رای که در من نگری
- شمارهٔ ۱۰۹ - در بسته — گفتند دی مرا که بر خواجه میروی
- شمارهٔ ۱۱۱ - نفاق و بخل — نفاق و بخل در اهل سپاهان
- شمارهٔ ۱۱۰ - ترک هجا — اگر من فی المثل در هجو کوشم
- شمارهٔ ۱۱۲ - پیری — در آینه تا نگاه کردم
- شمارهٔ ۱۰۶ - خلعت خاص — ای بزرگی که دست نعمت تو
- شمارهٔ ۱۰۵ - دوری — بخدائی که عقل کلی را